بدانند ، سخن فصيح به شمار نمىآيد ، و همين طور است اگر لفظ يا معنا ركيك و نادرست باشد ، پس چگونه كسى كه قرآن را معجزه مىداند مىتواند آن را بدون معنا و فايده انگارد ؟ ! » 15 اين سخن « قاضى عبد الجبار » بود ، و اگر او اين مطلب را نقل نمىكرد ، ما تصوّر نمىكرديم كسى پيدا شود كه بگويد معنى قرآن مقصود نيست و تنها هدف از نزول آن تلاوتش در نماز و غير نماز است .
شايد آنچه كه اين افراد را وادار به اين سخن كرده است - اگر چنين نسبتى به آنان درست باشد - اين باشد كه ترسيدهاند در معناى قرآن دچار انحراف شوند يا چيزى بر آن بيفزايند ، طبعا به تلاوت و تعبّد به آن بسنده كردهاند تا از روى نادانى نسبتى به خدا ندهند .
به هر حال مقصود آنها هر چه باشد ، اين نظر اگر گويندهاى هم داشته باشد - قابل پذيرش نيست ، و ما كسى را غير از آن كسى كه قاضى عبد الجبار نقل كرده است نمىشناسيم كه اين عقيده را ابراز كرده باشد .
تحقيقا معانى قرآن و تلاوت و استماع و تعبد به آن و الفاظش و هر چه كه قرآن در بردارندهء آن است ، ذاتا مورد نظر است نه به تبع چيز ديگر ، چرا كه قرآن خوان گستردهء خداى متعال است ، گاهى برخى مىگويند : اگر قرآن حقيقتا بيّن و آشكار است پس تفسير به چه درد مىخورد ؟ زيرا تفسير در وقتى لازم است كه نياز به تبيين و توضيح باشد ، اما قرآن كريم چنان كه پيش از اين ياد آور شديم ، كتابى روشن و به زبان عربى آشكار است ، پس چه نيازى به تفسير دارد ؟ به نظر من ، عربى كه زبانش با لغت غير عرب مخلوط نشده باشد و عربى را درك كند ، نيازمند به تفسير - جز در آيات احكام و آنچه از قرآن استنباط مىشود . كه با ساير آيات تفاوت زيادى دارد - نيست .
بهر حال ، تفسير علمى است كه مطالعه و بررسى مىشود و مفيد است و از زمان تابعين تا كنون برقرار است .
و بى ترديد تفسير داراى فوايد خاص خودش مىباشد ، و هدفى دارد به
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 668
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٦٨