تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
شرط آن كه مفسّر بهترين روش را در پيش گيرد و اهداف قرآن را در نظر گيرد و دست به تحريف نزند . در تفسير بايد امور بسيارى مورد توجّه قرار گيرد : الف : بايد معانى قرآن با سنّت صحيح و معتبر بستگى داشته باشد و از حديث كه مبّين قرآن است ، كمك گرفته شود تا اين كه صحيح معنا شود و افكار در فهم معانى احكام دچار انحراف نشود و نيز چون برخى از الفاظ مشترك بين چند معنا هستند ، حديث نبوى ، معناى مراد را مشخص مىكند . ب : تمام كسانى كه قرآن را مىخوانند در سطح عربهايى نيستند كه به محض شنيدن لفظ ، معناى آن را درك كنند ، و برخى از الفاظ براى برخى از عربها حتّى براى بعضى از بزرگان آنها نا آشنا و غريب است و به طورى كه نقل شده است « عمر بن خطاب » كه خليفه مسلمين بود معناى واژه « اب » در آيهء شريفه
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
16 را نمىدانست و در مورد آن سؤال مىكرد و سعى مىكرد كه معناى هيچ لفظى از الفاظ قرآن ، بر او پوشيده نماند . پس حال ديگر صحابه چه خواهد بود ؟ و حال افرادى چون ما - كه هنگامى به زبان عربى آشنا شديم كه زبان بيگانه در همه جا بر عربى فصيح غلبه پيدا كرده بود - چگونه خواهد بود ؟ ! ج : پس از آن بايد تفسيرى كه به زبانهاى غير عربى ترجمه شود ، وجود داشته باشد ، يا از همان ابتدا به زبان ديگرى ترجمه شود ، خواه يك نفر آن را تفسير كند يا افراد متعدّدى با كمك يكديگر ، امّا به هر حال آنچه ترجمه شده تفسيرى است كه معنى قرآن را طبق نظر مفسّر بيان مىكند ، زيرا قرآن بليغ‌ترين سخن جهان است و نمىتوان سخن بليغ را - با حفظ بلاغت - از زبانى به زبان ديگر ترجمه كرد ، چرا كه بلاغت در بردارندهء اشارات بيانى نغمه‌هاى موسيقى شيرين و هماهنگى الفاظ ، زيبايى اسلوب و انسجام معانى است و هيچ كس نمىتواند تمام صفات بيانى و بلاغى الفاظ قرآن را ، منتقل كند ، برخى از دانشمندان اروپايى متخصص در زبان عربى در صدد ترجمه قرآن به زبان فرانسه - با حفظ بلاغت آن - بر آمدند و براى ترجمهء يك آيه مدّت