وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ
« به تحقيق براى شما آياتى روشن نازل كرديم . . . » 8
تمام اين آيات بر صراحت و آشكارى قرآن دلالت دارند ، و چگونه سخن روشن و آشكار نياز به تبيين ديگرى دارد ، با آن كه خود روشن است ، به خلاف آيات فشرده و مجمل احكام ، كه آنها نياز به توضيح پيامبر ( ص ) دارد چنان كه خدا مىفرمايد :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . . .
« بر تو قرآن را نازل كرديم تا آنچه براى مردم نازل شده است بر ايشان بيان كنى . » 9
اين بود نظرّيه ارزشمند استاد ما ، و شايد آنچه كه او را وادار به چنين سخنى كرده است ، گرفتار شدن برخى از مفسّران در نقل روايات يهود باشد ، كه اين روايات گاهى معنى را فاسد مىكنند اگر چه در ابتدا صحيح به نظر برسند ، و برخى از كتب تفسير كه از اين منبع استفاده مىكنند و از قصّه و افسانههاى يهود بسيار بهره مىگيرند ، در حقيقت پردهء تيرهاى بين آيات قرآن و نور تابناك آن قرار مىدهند ، بنابراين هدف استاد ما اين است كه خوانندهء قرآن از فروغ درخشان قرآن - بدون آن كه اخبار غير معتبر آن را در حجاب قرار دهد - بهرهمند شود .
اين سخن بر جستهاى است ، و بى ترديد اگر ما بسيارى از آياتى را كه در مورد احكام عملى نباشد ، بررسى كنيم ، آنها را واضح و آشكار مىيابيم ، و اگر برخى از كلمات براى ما مبهم است به اين خاطر است ما با آنها آشنا نيستيم كه مى توان با مراجعه به فرهنگ لغات آن را پيدا كرد ، و اين به جهت نقص ماست و در قرآن ابهامى كه منافات با روشنى و آشكار بودنش داشته باشد ، وجود ندارد .
بنابراين اگر جايى براى تفسير باشد ، براى بيان اسرار بلاغت قرآن و مرتبهء و الا بى نظير آن خواهد بود ، كه در توان هيچ بشرى نيست كه بتواند مانندش را بياورد .
زمخشرى قرآن را اين گونه تفسير كرده است و در بسيارى از آن آيات