داستان برادران با يوسف ( ع ) و پدرشان ، و موضعگيرى يعقوب ( ع ) ، با اندوهى كه در دل داشت ، بدون آن كه موضع خصمانهاى در مقابل فرزندانش بگيرد ، بيانگر اين حقيقت است كه در هنگام گرفتارى خانواده ، بايد بزرگتر آنان افراد خانواده را جمع كند و از يكديگر جدايشان نكند ، و افراط در محبّت و اندوه ، دوستى اعضاى خانواده را تبديل به دشمنى نكند ، باز مىگرديم به سراغ فرزندانى كه برادر خود را بر اثر حسادت آزار رساندند نخست به ايشان پشيمانى دست داد ، اگر چه اين پشيمانى اثر عملى نداشت ، امّا وقتى به حدّ درك رسيدند ، به بزرگى خطاى خود و از دست دادن برادر پى بردند . هر چند به اندازهء پدر ، احساساتى نبودند و احساساتشان با حسادت همراه بود ، كه اين مطلب هنگامى ظاهر شد كه احساس كردند برادر تنى يوسف ( ع ) سبب تأخير در سرمايهء شان شده است .
چنان كه ديديم حسد تنها عامل دشمنى نيست ، بلكه سبب دروغگويى نيز مىشود ، امّا به هر حال وقتى برادران يوسف ( ع ) بزرگتر شدند مهر برادرى بر آنان غلبه كرد . و چقدر خوشحال شدند وقتى كه فهميدند عزيز مصر ، برادر آنهاست ، گفتند : براى كسان خود غلّه بياوريم و برادرمان را حفظ كنيم . »
تحقيقا ماجراى يوسف ( ع ) و خانوادهاش ، ماجراى خانوادهاى است كه حسادت بين برخى از اعضاى آن جدايى افكند و پدر دلسوز حكيمانه نگذاشت كه اين فاجعه به سر حدّ گمراهى و تباهى برسد بلكه آن را در پايينترين حدّ خود نگهداشت و اين نشانگر آن است كه چگونه با راهنمايى عقل و درست عمل كردن و محبّت مىتوان دوستى را به خانواده باز گرداند . اين درس حكيمانهاى است براى هر خانوادهاى كه به چنين مصيبتى گرفتار آيد ، در آن درسهاى آموزندهاى براى طالبين وجود دارد .
جامعه مصر در دوران يوسف ( ع )
يوسف ( ع ) در چاه افكنده شد ، و زندگيش در معرض حملهء هر درندهاى واقع شد ، ما از آيات گذشته چنين استفاده كرديم كه ترس به سراغ وى نيامد ،