1 - درد فراق فرزند محبوب ، مقرّب و خردسالش ، كه خردسالى خود عامل جلب محبّت و تقرّب است و محبّت هيچ يك از فرزندان ديگر جايگزين آن نمىشود ، بنابر اين اگر چه دوستى پدر نسبت به همه فرزندان وجود دارد امّا به حسب سنّ ، نزديكى ، اخلاق و تصوراتى كه حاكى از امتياز است ، متفاوت مى باشد .
2 - كسانى كه او را به اين مصيبتى كه هستى وى را به خطر انداخته و چشمهايش را از غم سفيد كرده بود ، فرزندان و جگر گوشههايش بودند بنابر اين امكان نداشت كه آنان دشمنانش باشند و او نسبت به آنان دشمنى كند ، زيرا دشمنى با آنان بر خلاف فطرت است ، و پايدارى در چنين شرايطى جز براى نفوس نيرومند كه همان نفوس پيامبران و صديقين است امكان پذير نيست ، و براى تحقيق و بررسى در حالت يعقوب ( ع ) - كه از سويى از فرزندانش رنج مى برد و از سويى ديگر نسبت به آنان عاطفه داشت - فرصتى مناسب است كه قرآن كريم توجه محقّقان و پژوهشگران را بدان معطوف داشته است .
3 - يعقوب ( ع ) در دل خود احساس ژرفى داشت كه در آينده دور يا نزديك ، فرزندش را خواهد ديد ، از اينرو وقتى فرزندانش را متّهم مىكند و مىگويد : « نفس شما ، كارى را در نظرتان بياراسته است » ، در همان حال با پايدارى مىگويد : « اكنون صبر جميل براى من بهتر است و خداست كه بايد در اين باره از او يارى خواست » و باز پس از گذشت زمانى دراز كه قضيّه به دست فراموشى سپرده شده بود و در آن زمان كه فرزند دومش نيز از نظرش غايب بود مىگويد :
« نه ؛ نفس شما كارى را در نظرتان بياراست و مرا صبر جميل بهتر است ، شايد خدا همه را به من باز گرداند كه او دانا و حكيم است . »
اين احساس بزرگ كه در نفوس با ايمان راه مىيابد ، جايگاه خوبى براى تحقيق و شناخت آن است ، و بىترديد اين از ويژگيهاى پيامبران نيست ، بلكه طبيعت تمام نفوس با ايمان و پاك است كه الهام مىشود نه وحى ، اين همان صفاى باطن است .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 646
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٤٦