تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
كرديم . 267 در آن آيات آشكارا از نفس مؤمن ، كه آرام و خوشنود است و نيز از نفس حسود و كينه توز پرده برداشته است . 1 - در آن آيات به ريشهء شرّ و خير اشاره شده است ، با اين كه : نفس مؤمن ، امور را آن گونه كه بايد مىشناسد و حق و لوازم آن را درك مىكند ، و سبب پذيرش قربانى را تقوى و ترس از خدا مىداند . 2 - نفس پرهيزكار آن است كه از ذكر خدا پر باشد و هميشه از ترس او بر خود بلرزد ، امّا اگر اين حال از بين رفت ، و سركشى آغاز كرد دست به تعدّى مىزند ، از اين رو علّت خوددارى هابيل از تجاوز و مقابله به مثل را ترس از خداى جهانيان ذكر مىكند ، و كشتن بندگان خدا ، جرم و گناه محسوب مىشود . 3 - طبيعت نفس ، مايل به خير است و شرّ و بدى از خارج بر او عارض مىشود از اينرو هابيل در برابر تهديد برادرش گفت : « من دستم را براى كشتن تو به سويت دراز نمىكنم . » يعنى : نفسى كه به شرّ آلوده نشده ، مرتكب قتل نمى شود . 4 - حسد ريشهء تعدّى است و اگر دلها از آن پاك شود ، شرّ و تجاوز در زمين از بين مىرود . 5 - اصل در نفس انسان تجاوز و آزار نيست ، و هنگامى كه قابيل تصميم به قتل برادر گرفت تلاش مىكرد نفسش را كه مخالف قتل برادر بود راضى كند كه به اين امر تن در دهد از اينرو خداوند فرمود :
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ
« نفسش او را به كشتن برادر ترغيب كرد ، و او را كشت و از زيانكاران گرديد . » چرا كه او به برادرش آسيب رساند و نفس را زيانكار ساخت و به فساد كشانيد . 6 - ديدن صحنهء تجاوز ، باعث پشيمانى متجاوز مىشود ، و آيات پس از آن نيز بر آن دلالت دارد كه حسد ريشه و اساس بسيارى از جنايات است ، كه