كرده بودند در آن غوطهور شده بودند ، و افرادى به خاطر انتقام از اسلام - كه سرزمينهاى آنان را فتح كرده و قلب بيشتر مردم را به نور هدايت گشوده بود - منافقانه تظاهر به اسلام مىكردند ، آنان براى رسيدن به اين هدف ، قرآن را انتخاب كردند ، تا بتوانند اسلام را از ريشه و اساس منهدم و ويران سازند ؛ پس براى از بين بردن قرآن و نور آشكار الهى و ريسمان حق دست به كار شدند .
روش آنان در اين مورد احياء « احرف » نسخ شدهء قرآن بود ، و بدين وسيله در ميان مسلمانان رخنه كردند ، چيزى را كه مهجور و از بين رفته بود ، زنده كردند و آن را رواج دادند ، و در مسائل متواتر و قطعى ايجاد شك و ترديد كردند .
از اينرو عثمان به مبارزه با آنان برخاست و شرّ آنان را از ريشه بركند ، و مصحف امام را به روشى مطمئن و دور از هر گونه شك و گمان جمع آورى و تدوين كرد ، و مصحفى را كه در دوران او نوشته شد همان مصحفى بود كه در دوران ابو بكر و عمر نوشته شده بود ، و آنچه در دوران آن دو نوشته شد ، همانى بود كه در زمان رسول اللّه ( ص ) املاء شده و در سينه اصحاب حفظ گرديده بود .
تا اين كه كار جمع آورى قرآن توسط عثمان زمانى به پايان رسيد ، در شرايطى كه گروهى از صحابهء رسول اللّه ( ص ) كه بسيارى از آنان حافظ قرآن بودند از جمله على ( ع ) و معاذ بن جبل آن را ديدند و با دليل آن را پذيرفتند ، بنابر اين تواتر كامل و حفاظت تام نسبت به كتاب خدا صورت گرفت .
آنچه باقى ماند ، از بين بردن ساير مصاحف بود ، زيرا آنان به لهجهء غير قريش بود و يا مخلوطى از لغت قريش و لغات ديگر ، پس عثمان همهء مصاحف را جز مصحف امام و مصاحفى كه از آن نسخه بردارى شده بود ، سوزاند ، تا مردم به غير از آن رجوع نكنند و به غير او اعتماد نداشته باشند ، و اگر مصحفهاى ديگر باقى مىماند مورد بحث و محاجه و در نتيجه اختلاف و فتنه و ترديد قرار مىگرفت و خداوند كتابش را از هر گونه ترديد و نقص حفظ كرد .
و به اين ترتيب عثمان ، همهء نوشتههاى قرآنى را سوزاند و چيزى از آن را باقى نگذاشت ، و چنانچه « ابن جرير طبرى » نگاشته است ، مصحف حفصه را
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٦٣