اختلاف كردند ، و همه آنان قرآن را شاهد و دليل بر مدّعا و مذهب خود مىدانند ، و در مرتبهء بعد ساخته دست گمراهان و متعصبان در نظرات خود - چه حق باشد و چه باطل - مىباشد و سپس اين كار توسط راويان ضعيف كه اساسا حق را از باطل تشخيص نمىدهند ، و يا غفلتى كه بر آنان عارض شده ، مانع تشخيص آنها شده است ادامه پيدا كرد به هر حال همهء اينها سياهى و ظلمتى است كه روى هم انباشته شده است و كسى كه خداوند او را هدايت نكرده است ، از نور حق محروم است » 22 .
در مورد آنچه كه اين نويسندهء بزرگ ذكر كرده است نمىتوان ترديد كرد ، زيرا اين روايات را كسانى گردآورى كردهاند كه نمىتوانند فرق بين شتر نر و ماده ، و بين هيزم و افعى را تشخيص دهند ، البته آنان زمانى اين كار را كردند كه با دسيسههاى پنهانى يهود ، فتنهها از هر سو سرازير شده بود ، و اين اشخاص عبارت بودند از غاليان فرقههاى اسلامى و راويانى كه نمىتوانستند بين حق و باطل تشخيص دهند و يا از حق چشم پوشى مىكردند .
شاهد بر مطلب اين است كه غلاة به عثمان طعنه مىزنند و مىگويند : او در اوج اختلافات ، مصحف را جمع آورى كرد و آن را نمونه اصلى قرار داد ، و اختلاف را با نوشتههاى دوران رسول اللّه ( ص ) از بين برد .
« على ( ع ) » كه پس از عثمان ريشهء فتنه را از بين برد مىفرمايد :
« اى مردم از خدا پروا داشته باشيد ! و در مورد عثمان به ناحق سخن نگوييد كه چرا قرآنها را سوزاند ، به خدا سوگند قرآنها را نسوزاند مگر در حضور ما صحابهء رسول خدا ( ص ) » .
و از « عمر بن سعيد » نقل شده است كه على ( ع ) فرمود :
« اگر من در زمان عثمان حاكم مسلمين بودم ، همان كارى را انجام مىدادم ، كه وى انجام داد » .
سوزاندن مصاحف توسط عثمان
23 فتنه به اوج خود رسيده بود ، و كسانى كه به دنبال فتنه بودند و آن را ايجاد