در تفسير قرطبى آمده است كه : « بسيارى از دانشمندان مثل « داودى » و « ابن ابى صفره » گفتهاند قراءتهاى هفتگانهاى كه به « قراء سبعه » منسوب است غير از « احرف سبعه » اى است كه صحابه قراءت مىكردند و قراءتهاى هفتگانه مربوط است به يك لهجه از « احرف سبعه » يعنى ، همان لهجهاى كه عثمان مصحف خود را بر اساس آن جمع آورى كرد ، اين موضوع را « ابن نحاس » و ديگران ذكر كردهاند » .
ثانيا ، عثمان با تدوين و جمع آورى قرآن ريشهء فتنه را قطع كرد ، و كارى را كه بايد انجام مىگرفت ، انجام داد ، و به اين جهت از مصحف خويش چند نسخه به تعداد سرزمينهاى عربى تهيه كرد و به هر سرزمين از مصر و شام و مكّه و يمن و بحرين و بصره و كوفه ، يك نسخه را به عنوان نسخهء مادر فرستاد و در مدينه نيز نسخهاى را به عنوان نسخهء مادر براى همهء نسخهها يا ( نسخهء امام ) و مرجع اساسى براى دولت ، و داور براى همهء مصحفها باقى گذارد .
با توجّه به اين كه نسخهء موجود در مدينه به عنوان اصل و اساس براى مصحفهاى ديگر در نظر گرفته شده است ، بايد گفت : كه هيچ اختلافى بين آنها نبود ، زيرا آن نسخه داورى براى ساير نسخهها بود و آنها صورتهايى از يك نسخهء واحد بودند .
قابل ملاحظه است كه عثمان مصحف را بدون نقطه و شكل نوشت ، نظير مصحفى كه نزد حفصه بود ، و نقطه و شكل پس از آن در قرآن پديد آمد ؟
علّت ذكر اين مطلب اين بود كه قرآن غير از « احرف سبعه » داراى قراءتهاى گوناگون ( قراءات سبع ) بود ، و از آن جا كه بايد مصحف مكتوب با تمامى اين قراءتها كه به طور متواتر 20 نقل شدهاند ، سازگار باشد ، قهرا بايد بدون نقطه و شكل باشند ، چنانچه در اختلاف قراءت در « انفسكم » و در « فتبينوا » به آن اشاره كرديم ، چه اين كه اگر داراى نقطه و شكل باشد ، احتمال دو قراءت از بين مىرود .
علت ديگر يادآورى اين مطلب آن است كه اساس در تواتر قرآن حفظ و نگهدارى آن در سينههاست نه در نوشتهها ، تا اين كه از هر گونه كم و زياد شدن
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٥٩