تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
ثروتمندان آنها ، وام مىگرفتند ، مثلا ابو جهل به مردمى كه از قريش نبود بدهكارى داشت و در پرداخت آن تعلّل مىورزيد ، آن مرد براى وصول طلبش از قريش كمك خواست آنان او را مسخره كردند و به پيامبر ( ص ) اشاره كردند كه از او يارى بخواه آن حضرت نيز به او كمك كرد . درب را چنان بست كه زانوهاى ابو جهل به لرزه در آمد ، آنگاه به او فرمود : « قرض اين شخص را بپرداز » او هم بدون آن كه سركشى كند ، خاضعانه دين آن مرد را پرداخت . و روايت شده كه طايفه « بنى مغيره » از طايفه « ثقيفه » - پيش از آن كه هر دو طايفه مسلمان شوند - وام گرفتند ، و سپس قرآن ربا را تحريم كرد ، بين آنان اختلاف به وجود آمد كه آيا آنچه را قبل از تحريم ربا به عنوان ربا گرفته‌اند ، از سرمايه به حساب آورند يا نه ؟ پس پيامبر ( ص ) را به داورى خواندند و آن حضرت بر اساس قرآن بين آنان حكم كرد . با اين كه « بنى مغيره » مردمى ثروتمند بودند نه فقير ، و خداوند دربارهء برخى از آنان مىفرمايد :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً
« اى رسول به من واگذار كار آن كس را كه او را تنها آفريدم ، او را مالى بسيار دادم و پسرانى همه نزد او حاضر ، و كارهاى او را به نيكوترين وجهى برساختم . » 191 برخى از آنان نيز مدّعى بودند كه پيامبر خدا بايد مردى ثروتمند و تنومند باشد كه خدا از قول آنان مىفرمايد :
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
« گفتند : چرا اين قرآن بر مردى از بزرگمردان آن دو قريه نازل نشده است . » 192 اگر وام با بهره در ميان ثروتمندان رايج بوده است ، بنابراين ادعاى خارج كردن اين وام از دايرهء ربا ، مدعّاى باطلى خواهد بود و اين نشانگر آن است كه مدّعيان آن ، حكم قرآن را پيرو حكم زمان قرار داده‌اند ، و اين موجب گمراهى و انحراف آنان شده است :
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ