است ، و معناى مساهمه آن است كه : انسان مال خود را به كسى بدهد كه با آن كار و كسب كند و سود آن را بر اساس سهمهاى رايج مانند يك سوّم و يك چهارم تقسيم كنند ، و خسارت نيز به عهده صاحب سرمايه باشد ، و شركتهاى سهامى نيز بر همين پايه بنا نهاده شدهاند ، و اين با قانون تعاون و همكارى كه قرآن بدان فرا خوانده ، سازگار است آن جا كه مىفرمايد :
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ
« در نيكو كارى و پرهيزكارى همكارى كنيد نه در گناه و تجاوز . » 194
و اين غير از رباست ، زيرا در ربا وام گيرنده كار مىكند و ربا خوار سود مىبرد بدون آنكه متحمّل ضرر شود ، و اين موجب دشمنى و اختلاف مىشود .
امروزه اقتصاد دانان مىگويند ، عامل آفتهاى اجتماعى و بقاء آن همين نظام رباخوارى است و اين را مردم نيز درك كردهاند ، با اين همه نظام ديگرى كه جايگزين آن شود وجود ندارد ، در پايان مىگوييم : نظام اقتصادى اسلام بر پايه ربا بنا نهاده نشده است ، بلكه آن را ردّ مىكند ، زيرا در آن صاحب سرمايه بدون زحمت و بدون تحمّل خسارت ، سود مىبرد .
بايد توجه داشت كه امروزه در دنيا دو نظام اقتصادى حكمفرماست :
1 - نظام سرمايهدارى ، كه سود را هميشه بر اساس سرمايه مىداند ، بدون آنكه صاحب سرمايه كارى كند كه مسؤول پيامدهاى آن باشد يا خدمتى براى جامعه انجام دهد كار او فقط اين است كه سرمايه به هم بزند و ديگران آن سرمايه را به كار گيرند چه سود ببرند يا زيان ببينند ، براى سرمايهدار فرقى نمى كند ، بهر حال سود مىبرد و مالى را كه در راه آن هيچ زحمتى نكشيده است به دست مى آورد .
2 - نظام سوسياليستى ، كه براى سرمايه هيچ گونه سودى قائل نيست و تنها كار در كارخانه يا كشتزار يا هر نوع كارى كه به سود جامعه باشد را ملاك مىداند .
اين دو نظام با يكديگر به نزاع مىپردازند و گاهى بعضى از آنها بر بعضى