تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
آسمان ، همان خورشيدى باشد كه در قرآن آمده است ، آيا سخنش را باور مى كنيم ؟ و آيا براى آن ارزش قائل مىشويم ؟ و آيا ميتوانيم او را در سايهء دانشمندانى كه به تحقيقات اسلامى اشتغال دارند - با هر رنگ و در هر لباسى كه باشند - قرار دهيم ؟ ! بايد دانست كه برخى از كسانى كه دربارهء قرآن و علوم اسلامى اظهار نظر كرده‌اند ، مى گويند كه عمر دربارهء ربا گفته است « ربا نود و نه وجه دارد » و بر اساس همين سخن گفته‌اند : وقتى لفظ ربا در قرآن براى عمر نا آشنا باشد پس چگونه براى ما روشن و واضح است ، براستى سخن ناروا و جاهلانه در مورد كتاب خدا به زبان رانده‌اند . از اين رو ناچاريم كه واژهء « ربا » را توضيح دهيم ، اگر چه ( توضيح واضحات است ، مثل آن كه ) بگوييم خورشيدى را كه ما مى بينيم ، همان است كه در قرآن وجود دارد . « ابو بكر رازى » مشهور به « جصاص » در كتاب « احكام القرآن » گويد : ربا دو قسم دارد ، يكى رباى لغوى كه بايد آن را از لغت شناخت آن همان رباى جاهليّت است كه در قرآن آمده ، و مقصود آن زيادى در قرض است نظير زيادى در معامله نسيه ، و ديگرى رباى اصطلاحى كه در حديث ذيل آمده است : « طلا بايد در برابر طلاى همجنس و دست به دست ( يعنى نقد يا « پاياپاى » ) معامله شود ، نقره ، خرما ، جو ، گندم و نمك نيز همين حكم را دارند ، و هر كه بر آن بيفزايد يا طلب زيادى مىكند ، ربا خوارى كرده است » اين نوع معامله را پيامبر ( ص ) ربا ناميده است و همين رباى اصطلاحى است كه داراى وجوه و انواع مختلف مىباشد . امّا رباى مذكور در قرآن ، همان رباى جاهليت است ، كه پيامبر ( ص ) در حجّة الوداع در مورد آن فرموده است : « آگاه باشيد كه رباى جاهليت ، در اسلام ممنوع است و نخستين ربايى كه حكم اسلام را در مورد آن اجرا مىكنم رباى عمويم « عبّاس بن عبد المطّلب » مى باشد ، پس اگر توبه كنيد ، اصل سرمايه از آن شماست كه در اين صورت نه