جايى كه متاع نزد تاجر نيست و آن را از همسايهاش ميگيرد يا با خود فروشنده توافق كند كه اگر جنس خود را به او بفروشد ، قيمت آن را برايش بفرستد در اين گونه موارد براى تسهيل ، كتابت لازم نيست .
4 - اگر طلبكار و بدهكار هر دو در سفر بودند و كسى را براى كتابت نيافتند ، به جاى آن بايد چيزى به گرو گرفته شود كه وثيقهاى براى اداى دين باشد .
5 - شاهد گرفتن واجب است ، يعنى بايد دو نفر مرد در هنگام املاء حاضر باشند . و اگر دو مرد نبود يك مرد و زن كافى است و به هر حال بايد همگى عادل باشند ، و فلسفهء شاهد گرفتن آن است كه شاهدان در هنگام ترديد يا اختلاف ، گواهى دهند لذا خداوند فرمود . « تا به هنگام اداء شهادت ، اگر يكى فراموش كرد ديگرى به يادش آورد » .
اين بيان گسترده قرآن حكيم است دربارهء وام ، و ما اگر بدانيم كه بيشتر كشمكشها و اختلافات مردم - خواه در يك سرزمين باشند يا نباشند - مربوط به معاملات و ديون است ، در مىيابيم كه چرا قرآن كريم كه از سوى خداى دانا و حكيم نازل شده ، اين گونه نسبت به آن اهتمام و عنايت ورزيده است .
جاى بسى شگفتى است كه بسيارى از فقها امر به كتابت را در اين آيه با اين گستردگى و تفصيل براى ارشاد و راهنمايى گرفتهاند نه براى وجوب ، و خدا خود به كتابش آگاهتر است .
ربا
از هنگامى كه پيامبر اكرم ( ص ) به رسالت مبعوث شد ، اسلام ربا را يك معاملهء مالى نيكو و درست نمى دانست ، بلكه طبق آيهاى كه در مكه نازل شد ربا را رد كرده و آن را كارى ناشايست قلمداد نموده و فرموده است :
وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ
« مالى كه به ربا مىدهيد تا در اموال مردم افزون شود ، نزد خدا هيچ افزون