« آيا اين را از رسول خدا ( ص ) شنيدهاى ، و حضرت آن را بر تو املاء كرده است ؟ » و بدين گونه نقل آيات ، متقن و استوار مىگرديد ، نظير مصحف اوّل كه توسط زيد و يارانش جمعآورى و نزد « حفصه » به امانت گذاشته شده بود .
سرانجام كار جمع آورى قرآن توسط زيد و همكارانش به پايان رسيد ، امّا عثمان به اين نيز اكتفا نكرد ، بلكه براى حصول نهايت درجهء اطمينان و وثوق ، مصحف حفصه را حاضر كرد ، و مصحف جديد را با آن مطابقت داد ، پس آن دو را با هم - بدون يك حرف كم و زياد - موافق ديد ، و اين متوافق به حدّى بود كه برخى از علما پنداشتهاند كه مصحف عثمان ، ناسخ مصحفى بود كه از عمر نزد حفصه به وديعه گذاشته شده بود ، و در بعضى از روايات نيز از باب كم توجهى به اين موضوع اشاره شده است اما در حقيقت نسخ نبود ، بلكه يك كاوش و بررسى همه جانبه از تمام نسخههاى موجود بود ، و اين توافق كامل بين مصحف اوّل و مصحف عثمان ، دليل قاطعى است بر صدق و راستى جمع كنندگان و نيز بر تواتر قرآن هم از نظر كتابت و هم از نظر حفظ و بدين گونه خداوند قرآن را حفظ كرد .
« طبرى » گويد : در گردآورى اخير قرآن ، مصحفى كه نزد حفصه بود ، به عنوان راهنما قرار داده شد .
قرطبى گويد : اين حرف صحيح است به اين معنا كه پس از جمع آورى قرآن توسط زيد و برخى از مؤمنان به دستور عثمان ، براى اطمينان از صحت آن به مصحف حفصه مراجعه شد ، كه پس از مقابله با قاطعيت ، صحت هر دو آشكار شد ، و اين سبب توهّم نسخ شد .
در اين جا دو مطلب قابل ملاحظه است ، اولا ، هدف عثمان از تكرار جمع آورى قرآن اين بود كه آن را به يك لهجه از « حروف سبعه » يا لهجههاى هفتگانه ، يعنى همان لهجهاى كه به صورت مكتوب از پيامبر ( ص ) روايت شده بود ، بنويسد تا مسلمانان در اين جهت متّحد شوند ، و از هر گونه اختلاف نظر مصون بمانند و همچنين مصحف موجود با آنچه كه در عهد رسول اللّه ( ص ) نوشته شده ، هماهنگ باشد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٥٨