بيمناك ساخت ، امّا اين نگرانى هرگز در ارادهء آنان خللى وارد نكرد ، بلكه ارادهء آنان را قوىتر ساخت ، و به دنبال آن عثمان براى حلّ اين مشكل كمر همّت بست .
او نسخهاى را كه نزد « حفصه » نگهدارى مىشد به نزد خود خواست تا الگويى باشد براى داورى در اختلافات ، و هيأتى را متشكل از صحابهء بزرگ كه حافظ قرآن بودند تعيين كرد كه در رأس آنان « زيد بن ثابت » نخستين گرد آورندهء قرآن و فرد مورد وثوق و اطمينان در هر كلمه و آيهء قرآن ، قرار داشت .
وقتى كه عثمان او را به اين كار بزرگ فرا خواند به او گفت : من مرد فصيح و خردمند يعنى سعيد بن عاص را به كمك تو مىفرستم ، پس شما دو نفر قرآن را بنويسيد و هر كجا توافق نظر نداشتيد به من مراجعه كنيد . وقتى آن دو به آيهء شريفه :
إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
19 رسيدند زيد گويد : من آن را « تابوه » خواندم و سعيد بن عاص ، آن را « تابوت » وقتى به عثمان رجوع كرديم ، آن را « تابوت » نوشت .
عثمان سه نفر را به كمك « زيد » فرستاد ، كه عبارت بودند از : « عبد اللّه بن زبير » ، « سعيد بن عاص » - كه نامش گذشت - و « عبد الرحمن بن حارث » و به اين سه نفر كه از قريش بودند گفت : هر جا با « زيد » اختلاف كرديد آن را به لهجهء قريش بنويسيد ، چه اين كه قرآن به زبان آنها نازل شده است .
گويا عثمان به اين چهار نفر نيز بسنده نكرد ، بلكه كسانى را كه با قرآن آشنايى داشتند ، براى كتابت آن به معاونت آنان برگزيد .
« ابن عساكر » نقل مىكند كه روزى عثمان براى مردم سخنرانى كرد ، و از آنان خواست كه هر كس نزد او چيزى از كتاب خدا هست ، بياورد .
وى اضافه مىكند كه به دنبال اين سخنرانى ، هر كس كه ورقه يا پوستى كه قرآن بر آن نوشته شده بود ، داشت ، آن را نزد عثمان آورد ، تا تعداد زيادى جمع شد ، سپس هر كدام را جدا جدا فرا خواند ، و آنان را اين گونه سوگند داد :