مى دهند و از بسيارى از خانهها و مغازهها و اماكن محافظت مىشود ، بنابراين آثار جنايت دزدى تنها مربوط به مال سرقت شده نمى شود ، بلكه تمام افرادى را كه در زندگى با آن مال سرقت شده ارتباط داشتهاند در بر مىگيرد .
پاسخ اشكال دوم اين است كه : اين كيفر آنگاه اجرا مىشود كه دزدى تكرار شود ، زيرا دفعه اوّل اگر توبه كرده ، خودش را اصلاح كند و ديگر مرتكب آن خطا نشود دستش قطع نخواهد شد ، و انگهى بريدن دست يك فرد خود باز دارندهء ديگران از سرقت است ، بنابراين ديگر دست كسى بريده نمى شود ، و در اين زمان در يكى از كشورهاى عربى كه حّد سرقت جارى مىشود در سال يك يا دو دست بيشتر قطع نمى شود ، بنابراين كيفر سرقت ، مانع عمل به سرقت خواهد شد .
و بالاتر از آن ، بريدن دست هنگامى صورت مىگيرد كه هيچ شبهه و شكّى در كار نباشد ، زيرا شبهات مانع از اجراى حدود مىشوند و مواردى كه در آن شبهه وجود ندارد و حّد جارى مىشود نسبت به موارد مشكوك پنج به هزار است يكى از موارد شبهه به عقيده گذشتگان اين است كه دزد در حال گرسنگى يا در مظنّه آن - مثل قحطى و خشكسالى - باشد ، در اين صورت حّد جارى نمى شود ، چنان كه « عمر » در سالى كه قحطى بود چنين كرد .
آرى آنها كه كيفر سرقت را خشن و غير انسانى مىدانند - آن هم با شرايط و حدودى كه گفتيم - بهتر است براى ما روشن كنند كه در حوادث دزدى چه دستهايى از زنان و مردان براى مقاصد سارق ، بريده شده و چه خونهايى در اثر استفاده از زور و يا براى پنهان كردن آثار جنايت ، به دست سارق به زمين ريخته است ؟ ! شما اگر اين جناياتى را كه در هنگام سرقت ، انجام مىشود ، با كيفر سرقت مقايسه كنيد ، مى بينيد كه قطع دست در هنگام كيفر ، به اندازهء يك دهم آن جنايات نخواهد بود و اين را مىتوان از كشورهايى كه در آن حّد دزدى جارى مىشود ، درك كرد ، زيرا تعداد دستهايى كه در آن جا قطع مىشود اگر بالاترين حّد آن را حساب كنيم ، رويهمرفته از عدد انگشتان دست تجاوز
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 571
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٥٧١