تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كه بر امّت قرآن را به سه لهجه بخوانى ، باز حضرت تقاضاى گذشته را تكرار كرد ، چهارمين بار جبرئيل آمد و گفت : خداوند متعال دستور مىدهد كه قرآن را بر امتت به هفت لهجه قراءت كن و به هر كدام از آنها كه بخوانند صحيح است » . و « ترمذى » از « ابّى بن كعب » روايت كرده است كه : « رسول اللّه ( ص ) جبرئيل را ملاقات كرد و فرمود : اى جبرئيل ! در ميان مردمى بىسواد مبعوث شده‌ام كه در ميان آنان پيرزن و پيرمرد و غلام و كنيز و مردمى كه نمىتوانند كتابى را بخوانند وجود دارد ، جبرئيل در جواب من گفت : اى محمّد ( ص ) ! قرآن به هفت لهجه نازل شده است » . و اين حديث صحيح و معتبر است . « قرطبى » در تفسير « الجامع لاحكام القرآن » مىگويد : در مدارك اصلى نظير بخارى ، مسلم ، موطأ ، ابى داود ، نسائى و غير آن از مصنفات و مسندات داستان « عمر » با « هشام بن حكم » نقل شده است ، كه « عمر » وى را ديد كه قرآن را به لهجه‌اى كه تاكنون نشنيده بود ، قراءت مىكرد ، پس « عمر » او را نزد « رسول اللّه » ( ص ) برد و آن حضرت قراءت هر دو را تصديق كرد ، و فرمود : « همانا قرآن به هفت لهجه نازل شده است » . وقتى كه ما در اين اخبار صحيح تأمل كنيم درخواهيم يافت كه عربها نمىتوانستند لهجهء قرآن را تلفّظ كنند ، چه اين كه در ميان آنان پيرمردان و پيرزنانى بودند كه فقط به لهجهء خود سخن مىگفتند ، و نمىتوانستند به لهجه‌اى كه آن را نمىشناختند و سابقهء آن را نداشتند تكلّم كنند ، بنابر اين بايد مدّتى لهجهء قرآن را تمرين مىكردند ، تا با آن مأنوس شوند و بتوانند به آسانى آن را بخوانند . « ابن جرير طبرى » و بسيارى از راويان گفته‌اند : مقصود از « احرف سبع » ( در روايات مزبور ) لهجه‌ها يا لغات مضرى ، ربعى ، نزارى ، قرشى ، و غيره است و اين تفسير با آنچه كه در تاريخ در مورد جمع آورى قرآن توسّط عثمان رسيده سازگار است ، جمع آوريى كه عثمان ناگزير از آن بود و على ( ع ) هم آن را پسنديد و فرمود : اگر من هم به جاى او بودم به همان روش عمل مىكردم .