شدهاند ، نوعى عبادت مىباشد ، پس همانطور كه عفو در قصاص - به تعبير قرآن - صدقه شمرده مىشود ، اجراى حدود نيز از سوى وّلى امر - كه مسئوليت رعايت مصالح جامعه و بر پايى فضايل و مبارزه با صفات بد اخلاقى را به عهده دارد - براى او نوعى عبادت و حتى بالاترين عبادات به حساب مىآيد و چه عبادتى از پاك نمودن جامعه از فساد و بدى بالاتر است ؟
چنين حدود و كيفرهايى براى حفاظت و نگهبانى از مصالح ثابت - يعنى نگهبانى از جان و امنيت مردم و حفاظت از نسل و عقل و مال - تشريع شدهاند .
و شديدترين كيفر براى بالاترين نوع تجاوز مقرّر شده است و آن اين است كه گروهى از مردم براى ارتكاب جناياتى كه هدف از آنها تجاوز به نفس و مال و عرض و زايل كردن عقل ديگران باشد اتفاق كنند ، كه آن را « حدّ حرابه » مى نامند .
حرابه - چنان كه « مالك » در تفسير آن بيان كرده - يعنى اين كه :
گروهى از جنايتكاران با همدستى يكديگر بر جماعتى از مردم خروج كنند و مرتكب نوعى تجاوز از قبيل قتل يا غصب مال و . . . شوند ، قرآن كريم اين گروه را « محارب » ناميده است ، زيرا آنان با قدرت خويش با امنيت و نظام جامعه به مبارزه برخاستهاند ، خداوند متعال دربارهء ايشان مىفرمايد :
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او به جنگ پرداخته ، در زمين به فساد كوشند ، جز اين نباشد كه آنان را به قتل رسانند يا به دار كشند و يا دست و پايشان به خلاف ببرند . ( يعنى دست راست را با پاى چپ يا به عكس ) يا با تبعيد از سرزمينى آنان را دور كنند ، اين خوارى دنيوى براى آنان است و در آخرت برايشان عذابى دردناك است ، مگر آنان كه پيش از آن كه به آنها دست يابد توبه كنند ، پس بدانيد كه خدا بخشنده و مهربان است . 166
در اين دو آيه سه نكته را مورد بررسى قرار مىدهيم :