تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
كينه و دشمنى ترغيب شده است ، از اين رو عفو در جاى خود اگر افراد را به جنايت تشويق نكند . صدقه محسوب مىشود ، همانطور كه فرمود :
« . . . فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ . . . »
164 . آرى قصاص در جاى خود مايهء حيات فردى است كه به او قصد جنايت شده ، و نيز سبب حيات جامعه است و همچنين مايهء آرامش و فرو نشاندن كينه‌هايى مىشود كه در دلها پنهان است ، و راهى براى از بين بردن آن جز قصاص باقى نمانده است . از اين رو خداوند پس از آنكه جريان قتل هابيل را به دست برادرش قابيل - براى فرو نشاندن خشم و كينه و حسد قابيل - نقل مىكند ، مى فرمايد :
مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً . . .
« بدين سبب بر بنى اسرائيل چنين حكم كرديم كه هر كه نفسى را بدون حقّ قصاص و يا بدون آنكه فتنه و فسادى در روى زمين كند به قتل رساند ، گويا همهء مردم را كشته ، و هر كه نفسى را حيات بخشد مثل اين است كه همهء مردم را حيات بخشيده است . » 165 از اين آيه چنين نتيجه گرفته مىشود كه قصاص سبب حيات افراد و تربيت و اصلاح جامعه است آرى قصاص جان را حفظ و نگهدارى مىكند ، زيرا حفظ جان اقتضا مىكند كه اعضاى بدن و هر جزيى از آن ، محافظت شود ، و اين حقّ افراد است ، زيرا كيفر جرمى است كه بر آنان وارد شده ، از اين رو - چنان كه ياد آور شديم - قابل گذشت است . امّا كيفر مربوط به حقوق خدا يا حقوق جامعه - به تعبير رايج امروز - داراى دو ويژگى است ، نخست اين كه : هدف از آن حمايت از فضايل و پشتيبانى و نگهدارى از جامعه است از آن كه زير پردهء تاريك رذايل اخلاقى قرار گيرد ، و ديگر اين كه : قابل گذشت نيست ، زيرا اوّلا چنين كيفرى فقط براى اصلاح است ، و در آن هدف انتفام يا فرو نشاندن خشم مانند مسأله دماء و قتل منظور نشده است ، و ثانيا اجراى حدود و كيفرهايى كه به نفع جامعه مقرّر