بدانيد كه تنها نظام صحيح در اين موضوع ، نظام اسلامى است و كسى كه به غير قرآن روى آورد ، كافر است ، پس اگر شما به اسم تجدّد و تكامل - كه در واقع تقليد كو كورانه است - از قوانين قرآن سرپيچى مىكنيد پس بدانيد كه شما در لبهء پرتگاه كفر هستيد ، زيرا هر كه احكام قرآن را انكار كند يا از روى عناد با آن مخالفت ورزد ، كافر است ، پس هر گونه مىخواهيد باشيد ، اگر ايمان داريد ، دست به دامن قرآن يازيد ، و اگر غير از اين است ، شما به دين خود باشيد ، ما هم به دين خود .
د - كيفرهاى اجتماعى
اين نوع چهارم از احكامى است كه قرآن كريم در بردارندهء آن است ، در حقيقت اين كيفرهاى باز دارنده باعث پاك شدن جامعه از صفات رذيله و گرايش به سوى فضيلت و پديد آمدن خير و خوبى خالص در تمام جلوههاى زندگى مىشود .
كيفرها در اسلام به دو قسم معيّن و غير معيّن تقسيم مىشوند ، كيفرهاى معيّن در نوع خود بالاترين كيفرها محسوب مىشوند و قرآن كريم بسيارى از آنها را بيان كرده است . و تعيين كيفرهاى غير معيّن را كه سبكتر از كيفرهاى معيّن است به عهدهء قاضى يا ولىّ امر - اگر اختيار قضاوت را محدود بداند - گذاشته است .
كيفرهاى معيّن دو گونهاند ، برخى چون قصاص به طور آشكار مربوط به حقوق افراد است ، و برخى ديگر براى نگهدارى جامعه از فساد و بدى مىباشد ، و حقّ افراد به طور آشكار در آن ديده نمى شود .
در نوع اوّل چنان كه به زودى بيان مىكنيم اولياى مجنّى عليه ( كسى كه بر او جنايت شده است ) حقّ عفو و گذشت دارند امّا در نوع دوّم حقّ عفو وجود ندارد ، زيرا حقّ خداست .
نخستين كيفرى كه در آن حقّ فرد در نظر گرفته شده ، يا حقّ فرد در آن از حقوق ديگر واضحتر است ، قصاص مىباشد ، كه از امور فطرى است ، زيرا كيفر