تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
2 - افراد هر چه به ميّت نزديكتر باشند ، از اولويّت بيشترى برخوردارند ، زيرا ميزان در استحقاق ميراث آن است كه در حقيقت وجود ارث برندگان ، تداوم حيات متوفّى است ، از اينرو بالاترين سهم را فرزندان و فرزندان آنان كه به ميّت نسبت داده مىشوند ، دارا مىباشند ، با اين همه ، ارث منحصرا براى آنان نيست ، بلكه والدين و همسر متوفى نيز به مقدار نصف يا كمى كمتر از آن ، شريكند . فلسفهء مشاركت آنان اين است كه ارث فقط در وجود ارث برها متمركز نشود ، پس پدر و مادر كه با وجود فرزندان متوفّى يك سوّم ارث به آنان تعلق مىگيرد ، در حقيقت پس از پدر و مادر ، به فرزندان آنان كه غالبا برادران ميّت هستند ، مى رسد ، بنابر اين آنان نيز در مال شريك مىشوند . و اگر ميّت ، پدر نداشته باشد ، اموال او به برادرها و فرزندانش - اگر دختر باشند - مىرسد با اين بيان روشن مىشود كه معنى آن سخن كه « ارث مال نزديكترين افراد به ميت است » اين نيست كه ارث فقط به آنان تعلّق بگيرد و ديگر هيچ كسى در آن سهمى نداشته باشد . 3 - چيز ديگرى كه در ميراث به چشم مىخورد مقدار نياز ورثه است ، يعنى هر چقدر نياز بيشتر باشد ، سهم ارث نيز بيشتر قرار داده شده است ، و شايد به همين جهت ، سهم فرزندان بيشتر از سهم پدر و مادر است ، با اين كه از نظر شرع پدر و مادر نوعى ملكيت در مال فرزند دارند ، همانطور كه در حديث آمده است كه : « انت و مالك لا بيك » « تو و ثروتت از آن پدرت هستيد » ولى نياز فرزندان ميت از پدر و مادر او بيشتر است ، زيرا آنان اطفالى خردسال و ناتوان هستند كه با مشكلات زندگى آينده و مخارج سنگين آن روبرو هستند ، اما پدر و مادر بخشى از زندگى خود را پشت سر گذاشته و نياز چندانى به مال ندارند ، علاوه بر اين ، آنچه كه پدر و مادر ميّت به ارث مىگذارند به فرزندان خودشان مىرسد ، و فرزندان ناتوان ميّت سهمى از آن ندارند ، و در نظر گرفتن همين نكته سبب آن شده است كه سهم پسران دو برابر سهم دختران قرار داده شود ، زيرا نفقه و واجبات مالى بر عهده مردان است ، و مرد