گاهى گفته مىشود كه اين حق اختصاص به خويشاوندان ندارد ، بلكه شامل دوست هم مىشود ، بنابر اين علّت حق ، قرابت و خويشى نيست ، ولى به نظر ما نخستين سبب اين حق ، عجز و ناتوانى است ، لذا در اوّل آيه سخن از ناتوانان از كار به ميان آورده شده است ، اما اولويت با خويشان است و اگر كسى خويشى نداشت ، دوستى و مهرى كه بر اثر رفاقت پديد آمده است چنين حقّى را به او مىدهد و اگر چه دوست دارد در دادگاه ملزم به تكفل مخارج دوست ناتوان و فقيرش نمىشود ، ولى اين امر براى او يك وظيفه دينى است ، كه اگر قدرت داشته باشد و در عين حال بگذارد دوستش از گرسنگى بنالد ، در پيشگاه خداوند گناهكار خواهد بود ، و برادرى ( دينى ) براى همين روزهاست .
و اين دستورات ، راهنماييهاى اخلاقى و اجتماعى حكيمانهاى است در مورد حقوق دوستان نسبت به همديگر .
3 - حق ميراث كه قرآن مفصّلا آن را ذكر كرده است .
ميراث
قرآن كريم عهده دار بيان احكام ارث به طور مفصّل و گسترده شده است ، و سنّت پيامبر ( ص ) در اين زمينه چيزى نيفزوده است ، فقط احكام آن را بر موضوعات تطبيق كرده و مواردى كه ممكن است برخى نفهمند ، يا آن را تحريف كرده و آن را مانند برخى از احكام جاهليّت - چون محروميت زنان از ارث - قرار دهند ، توضيح داده است .
مشروحترين آيات درباره ارث در آيات يازده تا سيزده از سوره نساء مذكور است كه ما آن را قبلا ذكر كرديم . 155
در آن آيات شريفه خداوند متعال ميراث فرزندان و پدر و مادر و زن و شوهر و فرزندان مادر را بيان فرموده است ، و مقصود از « كلاله » در آن آيات بنابر تفسيرى كه پيامبر اكرم ( ص ) فرموده است فرزندان مادر است .
در اين جا كلالهء ديگرى نيز وجود دارد يعنى : برادر و خواهر كه از يك پدر و مادرند ، يا فقط پدرشان يكى است ، كه درباره آن مىفرمايد :