سزاوارترين فرد به ارث ، نزديكترين مرد به ميّت خواهد بود ، بدون ترديد اين تطبيق دقيق آيه مباركه است به موارد آن ، زيرا به مقتضاى اولويّت ، نزديكترين فرد ، به دريافت ارث و يا آنچه از ميّت باقى مانده ، سزاوارتر است .
و در سنت ثابت شده است كه اگر ميّت از خود دختر ، يا دختر پسرى كه پدرش مرده ، باقى گذارد ، در اين صورت به دختر نصف ارث و به دختر پسر يك ششم خواهد رسيد تا دو سوّمى كه براى دختران معيّن شده ، تكميل شود ، پس هر گاه دختر نصف ميراث را دريافت كند ، باقى دو سوّم از بين نخواهد رفت بلكه به دختر پسر تعلّق مىگيرد ، زيرا او مجازا دختر ميّت حساب مىشود ، و اين خود يك تطبيق است ، .
تطبيق ديگر كه به واسطهء سنت ثابت شده اين است كه اگر شخص متوفى مادرى داشته باشد و خواهرى پدر و مادرى ، فقط نصف ارث را مالك مىشود ، و خواهر پدرى يك ششم را ، تا دو ثلث تكميل شود و از نصف نگذرد ، و اين تطبيق آيهء :
. . فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ . . .
158
از رسول اللّه ( ص ) است .
از اين معلوم مىشود كه قرآن كريم احكام ارث را در مورد افرادى كه « حق معين » دارند و طبقات فرزندان و پدران مفصّل و مشروح بيان كرده است و در باقى احكام به اجمال و اختصار گذشته است و سنت پيامبر ( ص ) آن را بر مورد خود منطبق كرده ، براى مردم بيان داشته است .
نكتههاى قابل توجّه در تقسيم عادلانهء قرآن
1 - قرآن براى زنها حقّ ارث قرار داده است ، در صورتى كه عرب در زمان جاهليت چنين حقى براى زنان قائل نبودند ، و قرآن در راه ارزش دادن به مادر و خويشاوندى از طريق مادر ، براى فرزندان مادر ارثى كه كمتر از يك ششم و بيشتر از يك سوّم نيست معيّن كرده ، و اين حقّ را به عنوان كلاله به آنان داده است ، با اين كه نه اصلا و نه فرعا آنان ارث نمىبردند .