« آنان كه از زنان خود ظهار كنند و بعد ، از اين حرف برگردند ، بايد پيش از آن كه با زنان خود نزديكى كنند ، بردهاى را براى كفاره آن آزاد كنند ، اين حكمى است براى عبرت و پند شما و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است ، و هر كه نتواند بنده آزاد كند پيش از تماس با زن خود دو ماه پى در پى روزه بگيرد و اگر اين را هم قدرت نداشت شصت فقير را اطعام كند ، اين احكام براى آن است كه شما به خدا و رسول او ايمان بياوريد و اين كفاره از « حدود » خداست و براى كافران عذابى دردناك است . » 97
مشاهده مىكنيم كه هدف از اين كفاره ، حفظ زندگانى زناشويى بر اساس مهربانى و انس و الفت قلبى و پرهيز از وحشيگرى و اعمال زور و فشار مىباشد ، زيرا به زبان راندن چنين سخنانى باعث مىشود كه زن نسبت به شوهرش احساس بيگانگى و دورى كند و ديگر به او اطمينان پيدا نكند و در نتيجه اميد به زندگى با محبّت و صفا را از دست بدهد ، و تشريع كفاره براى حفظ اين ارزشهاست .
كفاره ديگرى كه در قرآن كريم به آن تصريح شده است ، كفاره قتل از روى خطاست پس خداوند دادن « ديه » قتل خطايى را به خانوادهء مقتول ، براى جبران اين ضايعه واجب نموده است ، و اگر آن قاتل ، مكلّف و بالغ باشد بايد كفاره بدهد و اين براى جبران و پرداخت غرامت و به منظور احتياط و حفظ خون مؤمنان و احتراز از خطاست ، خداوند سبحان در اين باره مىفرمايد :
وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
« هر كه مؤمنى را به اشتباه بكشد ، بايد بندهاى مؤمن را آزاد كند و به دست ورثهء مقتول « ديه » بدهد ، مگر اين كه ورثه حق خود را ببخشند و اگر مقتول از طايفهاى كافر و دشمن خدا باشد ولى خود مقتول مؤمن باشد ، بايد قاتل يك بندهء مؤمن آزاد كند و اگر مقتول از طايفهاى كافر باشد ولى ميان شما و