اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
« اى مؤمنان در حال احرام شكار را نكشيد و هر كه از شما عمدا آن را بكشد ، جزاى او كشتن گاو و گوسفند و شترى است كه مثل شكارى است كه آن را به قتل رسانده ، و دو نفر عادل از شما به مثليت آن حكم كنند و آن قربانى به كعبه رسيده باشد ( آن را نزد خانه خدا بكشيد ) و يا جزاى او كفاره طعام دادن به فقيران است يا به جاى طعام دادن روزه بگيرد تا عقوبت كار خود را بچشد ، خداوند از آنچه كه پيش از آمدن اين حكم مرتكب شديد در گذشت و هر كه دوباره در حال احرام شكار كند خدا از او انتقام گيرد كه خداوند غالب و انتقام گيرنده است . صيد دريايى و خوردن آن كه متاعى براى شما و مسافران است ، بر شما حلال شد ، و صيد صحرايى تا وقتى شما محرميد بر شما حرام شد و از خدايى كه به سوى او محشور مىشويد بپرهيزيد . 94
و به اين ترتيب مىبينيم كه اين نوع كفارات كه قرآن آنها را واجب نموده است ، براى جبران نقص در عبادت ، يا ارتكاب عملى كه خداوند آن را نهى كرده مىباشد .
نوع دوّم : كفاراتى كه به خودى خود عبادتند ، امّا هدف از تشريع آنها ، رعايت مفاهيم اخلاقى يا اجتماعى و يا حقوقى است ، مانند كفاره يمين و سوگند يعنى آزاد كردن يك برده يا طعام دادن ده مسكين يا پوشاندن آنها ، كه وجوب آن از اين آيه به دست مىآيد :
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْ
« خداوند براى بيهوده سوگند خوردن زبانى ، شما را مؤاخذه نمىكند ، بلكه بخاطر سوگندهايى مؤاخذه مىكند كه آنها را به نيّت دل بسته باشيد ، پس كفارهء شكستن قسم طعام دادن به ده فقير است از معمول آنچه را كه اهل و عيال خود را مىخورانيد ، يا پوشاندن ده فقير و يا آزاد كردن بندهاى و هر كه نتواند