رشد آن ، جامعه نيز رشد پيدا مىكند ، و ثالثا : چون اسلام براى برپايى جامعهاى نيكو بر اساس دوستى و پيوند بين افراد آمده است ، لذا عنايت خاصّى نسبت به خانواده مبذول داشته است .
بعضى از مردم ، با پيش كشيدن آنچه كه آن را « تطوّر و تحوّل زمان » مىنامند ، مى پندارند تا قدرت آن را دارند كه بدون تقيّد به احكام قرآن ، بناى شايستهاى براى خانواده بسازند .
و با اين كار اوضاع را زير و رو مىكنند و ميزان امور را بهم مىپاشند ، برخى ديگر طورى دربارهء حقوق زن دچار افراط و مبالغه شدهاند كه نه با فطرت زن متناسب است و نه نظام اجتماعى با آن سازگارى دارد ، و آنان اين عمل را تمدّن و پيشرفت به حساب مىآورند ، در صورتى كه اين واپسگرايى است ، زيرا با طبيعت و فطرت همسو نيست .
بعضى از جامعه شناسان مىگويند : در مرحلهء ابتدايى زندگى و دوران جاهليت ، در ميان انسانها - مانند حيوانات يا بيشتر آنها - مادر سالارى وجود داشت ، تا آن كه انسانها خانهدارى را ياد گرفتند و رابطهء منظّم و صحيح بين مرد و زن برقرار شد و آنها ، بر اساس فطرت ، كارها را بين خود تقسيم مىكردند ، پس مادر به تربيت و سرپرستى فرزندان اشتغال داشت و مرد دنبال كار و زحمت مىرفت تا براى آنان غذا فراهم كند .
امّا در اين زمان كارها بر عكس شده ، و از موضوع اصلى خود خارج شده است ، حتّى برخى از انديشمندان گفتهاند : اگر همين راهى را كه آغاز كردهايم ادامه دهيم ، چيزى نخواهد گذشت كه نظام زنسالارى بر خانواده حاكم خواهد شد ، و مرد خانهاى نخواهد داشت ، درست مثل حيوانات ، مردان بر سر دست يافتن به آغوش زنى با هم به نزاع خواهند پرداخت .
به همين جهت - بر حسب آنچه ما به اندازه توان خود ، آن را درك مىكنيم - قرآن كريم احكام خانواده را با تفصيل بيان مىكند ، تا منحرفان ، چيزهايى را كه خداوند نفرموده است ، براى خودشان تشريع نكنند و فطرت سالم را به فساد و انحراف نكشانند .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 533
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٥٣٣