« اگر با خداى يكتا - چنانكه شما مشركان مىگوييد - خدايان ديگرى بود ، در اين صورت آن خدايان بر خداى عرش راه مىگرفتند » . 356
اين نيز از قبيل برهان تمانع است ، يعنى چون شرك عامل فساد است و در نظام هستى فساد وجود ندارد ، پس شرك باطل و توحيد حق است .
نمونه ديگر از قياس خلف كه اثبات مىكند ، قرآن از جانب خدا نازل شده ، اين آيه است :
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
« اگر قرآن از جانب غير خدا بود ، در آن اختلاف و ناهماهنگى بسيار مىيافتند » 357 و چون ناهماهنگى در عبارتها و حقايق آن وجود ندارد ، پس از جانب خداست .
مى بينيم كه در تمام اين موارد مدّعا از راه ابطال نقيض ، به اثبات رسيده است كه ما به تك تك آنها اشاره كرديم .
اين آيات علاوه بر آن كه از راه قياس خلف به ردّ مدّعاى مشركان و در نتيجه اثبات دعوت پيامبر ( ص ) مى پردازد ، به نكتهء ارزشمند ديگرى نيز اشاره دارد و آن كوچك شمردن مشركان و اثبات ادّعاهاى بىاساس آنان است كه اين خود سبب سستى و ضعف آنها مىشد و از اينرو هميشه از پيامبر ( ص ) شكايت داشتند كه چرا عقايد آنان را سفيهانه و بتهايشان را خوار و كوچك مىشمرد .
چنان كه ديديم در اين قياسها ، مقدّمات حذف شدهاند و چيزهاى واضحتر در عبارت وجود دارد كه بر آن مقدّمات اشاره و دلالت دارد كه بنابر اين با اينكه مقدّمات در عبارت مذكور نيستند ولى ظاهر و آشكارند .
سير و تقسيم
سبر و تقسيم يكى از انواع استدلال است كه حقيقت را روشن و انسان را به سوى آن راهنمايى مىكند و اين نيز يكى از اقسام جدل مىباشد كه شخص براى باطل كردن ادّعاى طرف مقابل از آن استفاده مىكند ، در اين نوع