مىخورد .
و خلاصه اين كه : روش استدلال در قرآن برتر از روشهاى منطقى از قبيل خطابه و برهان و جدل است .
و ما نمىتوانيم تمام استدلالهاى موجود در قرآن را ذكر كنيم ، فقط نمونههايى از آن را - از باب اين كه مشت نمونه خروار است - يادآور مىشويم .
يكى از انواع استدلال در قرآن « قياس اضمارى » است ، يعنى قياسى كه يكى از مقدّمات آن با قرينه ، حذف شده باشد . و اين نوع حذف در خطابه بسيار است ، « ابن سينا » در « شفا » مىگويد : خطابه متّكى به ضمير و تمثيل است و ضمير همان قياس اضمارى است و تمثيل يعنى : الحاق و پيوست چيزى به چيز ديگر به خاطر وجود جامع و قدر مشترك بين آن دو كه فقها آن را « قياس فقهى » و منطقيين آن را « تمثيل » مىنامند زيرا بين دو امر شباهت وجود دارد . ممكن است كسى بر ما خرده گيرد كه شما گفتيد : استدلالهاى قرآنى برتر از خطابه و منطق و شعر است پس چگونه مىگوييد : روش خطابه را به كار برده است ؟ در پاسخ مىگوييم : آرى ما روش قرآن را برتر از خطابه مىدانيم ، اما در عين حال منافات ندارد كه از برخى از روشهاى خطابه پيروى كند ، پس اولا اعجاز قرآن در اسلوب محفوظ است ، و ثانيا جهت برترى قرآن بر خطابه اين است كه تمام مقدّمات و نتايجش يقينى و قطعى است نه ظنّى ، چرا كه ظنّ و گمان انسان را از حقيقت بىنياز نمىكند ، پس هر چه در قرآن وجود دارد ، و احتياجات قطعى است ، كه جز از سرچشمه يقين از چيز ديگرى سيراب نمىشود واقعيّات خود را بخاطر آن كه بر اساس گمان عمل مىكنند مورد نكوهش قرار مىدهد ، پس از پاسخ به اين اشكال ، به اصل بحث برمىگرديم و مىگوييم :
كسى كه استدلالهاى قرآنى را مورد بررسى قرار دهد ، متوجّه مىشود كه در بيشتر آنها يكى از مقدّمات قياس حذف شده است « غزالى » به همين سخن درست اشاره مىكند و مىگويد :
« بناى قرآن در ( شكل قياس ) بر حذف و ايجاز است مانند سخن خداوند
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٤٤٥