تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
مورد خطاب قرار داده و ما براى آن كه با بلاغت قرآن در استدلال آشنا شويم ، بايد به اصناف مردم به طور خلاصه و كلّى اشاره كنيم : مردم از نظر طبيعت ، ذوق و خواسته با يكديگر مختلفند و شيوه‌هاى حقيقت جويى آنها متعدّد است : الف : كسانى كه مطالب را فقط با برهان و قياس تامّ يا چيزى شبيه آن ، تصديق و قبول مىكنند ، آنان افرادى هستند كه بحثهاى عقلى و فلسفى بر آنان چيره شده است ، و بيشترين وقت خود را در اين گونه مسائل گذرانده‌اند و هر جامعه‌شناسى پس از تحقيق مىيابد كه اين گونه افراد درصد كمى از مردم را تشكيل مىدهند ، زيرا بيشتر مردم بر اثر گرفتاريهاى گوناگون مثل كشاورزى و صنعت و . . . فرصت چنين انديشه‌ها و تفكرات علمى را ندارند و به همين جهت خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه مردم را به حكمت دعوت كند .
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
348 « ( اى رسول ) مردم را به حكمت و برهان و موعظه نيكو به راه خدا بخوان و به بهترين روش ( با اهل جدل ) مناظره كن » ب : افرادى كه تعصّب مذهبى يا غير مذهبى بر فكر آنان چيره شده و احساسات بر انديشه‌هايشان مستولى گشته و آن را خاموش ساخته است ، و تعصّب آدمى را از درك و احساس حقيقت ، كر و كور مىكند و نفس را جز با درمانهاى سخت نمىتوان تسليم حق و راستى كرد زيرا دارو و درمان نفس سخت‌تر از دارو و درمان جسم است . با اين گونه افراد بايد فقط از راه جدل برخورد كرد و با چيزهايى كه نزد آنها مسلّم و مورد قبول است ، آنان را محكوم و حقّ را برايشان روشن كرد . اين دسته شمارشان از دسته اوّل بيشتر است ، ولى عامّه مردم و اكثريّت غالب را تشكيل نمىدهند و شايد مقصود خداوند از قرآن :
وَ لا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
« با اهل كتاب جز با نيكوترين روش مناظره نكنيد » 349 همين دسته باشد . ج : اين گروه كه اكثريت مردم را تشكيل مىدهند تفكّر و انديشه‌شان جدا