اشكال سخن پديد مىآيد .
از اين كلام استفاده مىشود كه او منطق و خطابه و شعر را در سه مرتبه مىداند ، منطق به تعيين - كه بالاترين منطق تصديق است - مى رسد و خطابه موجب ظنّ غالب مىشود و شعر تنها برانگيزندهء خيال و شگفتى و لذّت مىشود و به خودى خود تصديقآور نيست ، مگر اين كه چيزى شبيه منطق يا خطابه ، در بر داشته باشد كه در آن صورت براى انسان يقين يا گمان خواهد آورد .
در اين جا بايد دو نكته قطعى را متذكّر شويم :
نكته اوّل اين كه مقدّمات و نتيجه خطابه هر دو ظنّى است ، امّا بايد دانست كه خطابه حقيقتى است كه در سخن متكلّمان و خطبا وجود دارد ، و اگر مقدّمات آن شامل مطالب قطعى باشد نتيجه نيز قطعى خواهد بود ، اگر چه صورت و شكل مقدّمات منطقى و برهانى نباشد ، پس ملاك يقين به شكل نيست ، بلكه به حقيقت و محتواست و شكل برهانى نه ايجاد يقين مىكند و نه آن را از بين مىبرد .
و بسيارى از خطابهها از قويترين و قاطعترين مقدّمات تشكيل شده است ، و خاصيّت منطق ، تشخيص سخن حق از باطل است و موجب قطع و يقين نيست .
گاهى كلامى كه در آن صنعت خطابه به كار رفته است ، در مقام ردّ دليلهاى مخالفان و توضيح وجه بطلان آنها ، شكل منطقى به خود مىگيرد ، و بسيارى از خطابهها كه بر اساس مناظره و جدال ، براهين و مقدّمات منطقى بنا نهاده شده است براى بيان علّت بطلان ادّعاى خصم است .
نكته دوّم اين كه : چون گفتهاند خطابه و جدل از مقدّمات ظنّى تشكيل مىشود ، بنابر اين استدلالهاى قرآن نمىتواند از اين دو نوع باشد .
به اعتقاد ما استدلالهاى قرآن به گونهاى خاصّ و جدا از هر نوع برهان و خطابه و هر نوع سخن زيبا و عالى است و هيچ كس از مردم چه عرب و چه عجم نمىتوانند مانند آن را بياورند .
روش استدلال و جدل در قرآن
قرآن كريم همه انسانها و اقوام گوناگون را در عصرها و نسلهاى مختلف