تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
دندان شكن مىآورد ، چه اين كه بتها و پيروانشان اگر با تمام نيرو گرد آيند ، نميتوانند حشرهء ضعيف و پستى چون مگس را بيافرينند ، و اگر مگس چيزى را از آنان بگيرد ، و آنان دست به دست هم دهند نميتوانند آن را بازپس گيرند ، پس آنان با مگس در ناتوانى يكسانند ، گر چه به ظاهر قوى به نظر آيند ، و مگس به نظر آنان ضعيفترين مخلوقات پروردگار است ، پس چگونه خدايان باطل را در برابر قدرت خدا مىپرستند ؟ با آنكه آنان و معبودانشان وجودى مستقل ندارند و در عرض وجود حق تعالى نيستند ! پس اين مثل نوعى استدلال و دليل محكم است ، بنابراين اگر آنان به دنبال حقيقت و درك واقع باشند ، به آنان ايمان مىآورند ، و اگر هوادار باطل باشند به گمراهى خود ادامه مىدهند و اين دليل جز بر افزودن كفرشان چيزى به بار نمى آورند . مثل ديگرى كه آشكارا ، توانايى و قدرت مطلق و منحصر به فرد خدا را به اثبات مىرساند و غرور خودبينى انسان را در برابر قدرت پروردگار بى اعتبار مىكند سخن اوست كه مىفرمايد :
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ
. . .
وَ خَيْرٌ عُقْباً
« اى رسول ما براى امّت حكايت دو مرد ( مؤمن و كافر ) را مثل آر كه به يكى از آن دو باغ انگور داديم و اطرافش را با نخل خرما پوشانيديم و ميان آنها كشتزارى قرار داديم و ميوه‌هاى آن دو باغ بدون هيچ آفت و نقصى رسيد ، و در وسط آنها نيز جوى آبى روان ساختيم ، اين مرد كه در باغ پر ميوه بود به رفيق خود كه ( مردى مؤمن و فقير بود ) در مقام گفتگو و مفاخرت گفت : مال من از تو بيشتر است ، و از حيث خدم و حشم عزيز و نيرومندترم و روزى به باغ خود داخل شد در حالى كه به خويشتن ستم ميكرد و گفت : گمان ندارم هرگز اين باغ نابود شود و گمان ندارم كه روز قيامتى بر پا شود و اگر به فرض من به سوى خداى خود باز گردم ، البته در آن جهان نيز از اين باغ دنيا منزلتى بهتر خواهم يافت ، رفيقش در مقام سخن و اندرز به او گفت : آيا به خدايى كه نخست تو را از خاك و بعد از نطفه آفريد و آنگاه مردى كامل و آراسته‌ات ساخته كافر شدى ؟
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 432 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى