رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
« خداوند باك از آن ندارد كه به پشه و چيزى بزرگتر از آن مثل زند ، پس آنها كه ايمان آوردهاند مىدانند كه مثل از جانب پروردگار آنهاست و امّا كافران مىگويند : خدا از مثل چه مقصودى دارد ؟ ( پاسخ آن است كه : ) به واسطهء آن بسيارى را گمراه و بسيارى را هدايت مىكند و بدان گمراه نمى كند مگر فاسقان را ) 338 خداوند در اين آيه ثابت مىكند كه حقايق و واقعيّات را با مثال و ذكر ويژگيهاى آن توضيح داده است و به اثبات مىرساند و مردم در برخورد با اين روش دو گونهاند ، برخى را كه خداوند دلى تابناك عطا فرموده است : به حق گوش مىدهند و تسليم آن مىشوند و بعضى كه دچار كينهتوزى و عناد شدهاند ، هر چند دليل ، قوى و محكم باشد ، جز بر لجبازى و غوطهور شدن در گمراهى بيشتر ، چيزى نصيبشان نمى شود و همين معناى « يضل به كثيرا و يهدى به كثيرا و ما يضل به الّا الفاسقين » است .
در جاى ديگر خداوند در بيان ناتوانى مطلق بتها و معبودهاى باطل و توانايى نامحدود خود بر همه چيز ، مثالى آورده است و مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
« اى مردم به اين مثل گوش فرا دهيد آنهايى را كه بدون خدا ، معبود خود مى دانيد هرگز نمى توانند مگسى بيافرينند گر چه همه با هم اجتماع كنند ، و اگر مگسى چيزى از آنها بگيرد قدرت باز گرفتن آن را ندارند طالب و مطلوب ( يعنى عابد و معبود يا مگس و معبود باطل ) هر دو ناتوانند ، ( اين مشركان ) مقام خدا را آن چنان كه بايد نشناختند همانا خدا بى نهايت توانا و بى همتاست . 339
بنگريد چگونه براى نفى بتپرستى و اثبات توحيد ، دليل قاطع و