زيرا او نياز به كسى ندارد و همه نيازمند به او هستند .
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
« بگو : او خداى يكتاست خدايى كه از همه عالم بى نياز و همه به او نيازمندند ، نه كسى فرزند اوست و نه او فرزند كسى است و نه هيچ كس مانند و همتاى اوست » 333 نمونهء ديگر از روش مقايسهاى براى اثبات مدّعا ، سخن خداى سبحان است كه مىفرمايد :
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
« اى رسول ما از مشركان بپرس چه كسى پروردگار آسمانها و زمين است ؟ ( اگر از روى جهل و عناد پاسخ ندادند ) بگو خداست ، پس بگو شما خدا را رها كرده و غير او را براى نگهبانى و يارى گرفتيد با آن كه آنها بر سود و زيان خود هم قادر نيستند ؟ باز بگو آيا نابينا با بينا يكى است ؟ يا ظلمات با نور يكسان است ؟ يا اين كه مشركان شريكانى براى خدا پيدا كردهاند كه آنها مانند خدا چيزى آفريدهاند ؟ بر مشركان مسأله خلقت و آفرينش مشتبه شده است . بگو تنها خدا خالق هر چيز است و او خداى يكتايى است كه همه چيز مقهور ارادهء اوست » 334 اين برهان و دليل مبتنى بر مقابله و سنجش است ، يعنى مقابله بين كسى كه به سود و زيان خود توانايى ندارد با خداى قهّار و قادر بر هر چيز و يكتا و بدون شبيه و نيز مقابله بين نابينا ( كوردل ) و بصير ، كه نابينا شامل كسى مىشود كه حقايق را درك نمى كند و بصير فردى است كه آن را درك مىكند و نيز مقايسه بين ظلمتى كه دل را تاريك و نورى كه آن را روشن مىكند و همچنين كسى كه خلق مىكند و كسى كه خلق نمى كند .
اين مقابله و سنجشها از اصول استدلال هستند و مدّعى را اثبات مىكنند و حق را از باطل جدا مىكنند .