أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ
« به مسلمانان رخصت جنگ داده شد ، زيرا آنان مورد ستم واقع شدند و خداوند بر يارى آنان قادر است ، آنان كه به ناحق از خانههاى شان آواره شدند و جز آن كه مىگفتند : پروردگار ما خداى يكتاست ( هيچ جرمى نداشتند ) و اگر خدا رخصت جنگ ندهد و دفع شر بعضى از مردم به بعض ديگر نكند ، همانا صومعهها و كليساها و كنشتها و مساجدى كه در آن ياد خدا بسيار مىشود ، خراب و ويران مىشود ، و هر كه خدا را يارى كند ، البته خدا هم او را يارى خواهد كرد كه خداوند نيرومند و تواناست ، آنان كه اگر در روى زمين قدرت دهيم ، نماز به پا دارند و زكات دهند و امر به معروف و نهى از منكر به جا آورند و عاقبت كارها به دست خداست » 330 مى بينيم كه فلسفهء وجوب جهاد ، تجاوز و ستم مشركان به مؤمنان و آسيب رساندن به جان و مال ايشان قرار داده شده و سپس به بيان آثار سكوت و ترك جهاد و دفع ستمگران پرداخته است و مىفرمايد : در اين صورت فساد فراگير شده و شرّ و بدى بر جامعه حاكم خواهد شد و اگر اين دفاع نباشد معابد از بين مى رود و شعاير دينى بر پا نخواهد ماند ، پس بخاطر بوجود نيامدن اين آثار بايد پيكار كرد و اين از قبيل استدلال به نتايج و آثار - كه هدفهاى اساسى مىباشند - براى وجوب حكم است و اين احكام و سنّتهاى الهى بر طبق فطرت و موافق با طبيعت انسان ، مبنى بر پايدارى در برابر شرّ و بدى و از پاى در آوردن آن مى باشد ، زيرا فضيلت در اسلام امر منفى نيست ، بلكه ايجابى است يعنى خداوند دستور مقاومت و پيكار در برابر شرّ را صادر فرموده است ، پس تجاوز به ارزشها و فضايل ، فلسفهء جهاد است ، و هر كه در اين راه پيكار كند ، پاداش خير مىبيند .