ه - استدلال از راه مقابله ( مقايسه )
مقابله در مقايسه بين دو چيز يا دو مطلب و يا دو شخص ، براى اين است كه معلوم شود كه كداميك در كارى معيّن ، مؤثرتر و مفيدتر است ، و وقتى مشخص شد كه يكى از آن دو چنين است ، طبعا بر ديگرى برترى و فضيلت دارد ، اين روش يكى از اصول استدلال است كه در قرآن فراوان ديده مىشود ، زيرا مشركان به پرستش سنگهايى كه خود ساخته بودند يا موجوداتى را كه خدا آفريده بود ، مى پرداختند ، و معتقد بودند كه اينها در هستى تأثير دارند يا مى توانند شرّ و بدى را دفع كنند يا خير و خوبى بياورند ، پس مقايسه بين خداوند متعال با معبودهاى باطل آنان ، اصلى بود كه عقيده آنان را ابطال مى كرد ، نظير :
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
« آيا آن كه مىآفريند مانند كسى است كه نمى آفريند ؟ آيا متذكر و هوشيار نمى شويد ؟ و اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را شماره كنيد ، هرگز نتوانيد ، همانا خدا بسيار بخشنده و مهربان است » 331 در اين گفتار بين معبودان باطل و معبود به حق ، يعنى خداى متعال - با آنان كه خود ايمان دارند كه تنها خدا آفريدگار آسمانها و زمين است - مقايسه شده است :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . . .
« اگر از آنان از آفريدگار آسمانها و زمين بپرسى در پاسخ گويند :
خدا » 332 و نيز مىدانند بتهايى كه مىپرستند با دست خودشان ساختهاند و اينها نمى توانند آفريدگار باشند ، پس قرآن از راه مقايسه ، دليلى دندان شكن و قطعى يا رضايت بخش - در صورتى كه دلهاشان مريض نباشد - مى آورد ، اين نوع استدلال هنگامى صحيح است كه كسى هم اعتقاد به خدايى ، پروردگار متعال داشته باشد و هم پديدهاى را كه به دست بشر ساخته شده بپرستد ، و با مقايسه و رودرروى يكديگر قرار دادن آن دو مىيابيم كه تمام هستى و موجودات به خالق يكتا نيازمندند و بتهاى ساختگى سود و زيانى ندارند ، پس خدا تنها معبود به حق است ،