پس حال اقوام گذشته ( كه خداپرست نبودند ) چيست ؟ موسى گفت : احوالشان به علم ازلى خدا در كتاب لوح محفوظ ثبت است ، خداوند از حال احدى خطا و فراموشى ندارد ، خدايى كه زمين را آسايشگاه شما قرار داد و در آن راهها پديد آورد و از آسمان باران فرستاد و به واسطهء آن انواع نباتات از زمين برويانديم ، تا اى بندگان شما از نعمتها تناول كنيد و چهار پايانتان را بچرانيد كه در اين نشانههاى حق براى خردمندان پديدار است ، ما شما را از خاك آفريديم و به آن باز مىگردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مىكنيم » 328 مشاهده مىكنيم كه در اين جريان به طور كلّى و كامل درباره خدا سخن مى گويد و در پرتو آن خدايى كه همه چيز را آفريده و نيكو آفريده و همه را رهنمون ساخته است ، شناخته مىشود ، و با كلامى جامع ، معناى ربوبيّت و عبادت و كمال خدايى را روشن مىسازد و از زبان موسى مىفرمايد :
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« پس او نعمت وجود و هدايت را به همهء موجودات ، ارزانى داشته است » و پس از اين تعميم و كلى گويى به بيان افراد و جزئيات آن مىپردازد و با ذكر آن به فرعون و اهل مصر - كه دامدار و كشاورز بودند - هشدار مىدهد و سخن را با چيزى كه مناسب آنان مىباشد و نعمت براى همه محسوب مىشود به پايان مىبرد و مىفرمايد :
كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى
.
د - استدلال از راه علت و معلول
اساس اين نوع استدلال ، ارتباط بين قضايايى است كه تصوّر مىرود اجزاى حقايق در جهان هستى باشند ، يعنى برخى از چيزها علت وجودى پارهاى از چيزهاى ديگر باشد ، و هر اندازه چنين رابطهاى قوّى و نيرومند باشد ، استدلال نيز به همان اندازه قوى و محكم است ، زيرا وقتى علّت و سبب تحقق پيدا كرد ، معلول و مسببّ نيز كه نتيجه وجود آن است ، پديد خواهد آمد و بين اين دو ملازمه عقلى يا عادى وجود دارد و هر گاه معلول ذكر شود ، كشف كننده علت