وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
« شما از ميوههاى درختان نخل و انگور مسكرات و روزى نيكو و پاكيزه مىگيريد ، اين ( مطلب ) آيتى است براى انديشمندان » 10 در اين آيه به اين مسأله اشاره شده است كه شراب امر نيكويى نيست چرا كه خداوند آن را در مقابل امر نيكو و حسن قرار داده ، و در مقابل امر حسن و نيكو ، امر قبيح و زشت و يا حدّاقل امر غير حسن قرار دارد .
در سورهء روم نيز به ناپسندى « ربا » اشاره كرده است و فرموده است :
وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ
« آنچه را به عنوان ربا مىپردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد ، نزد خداوند فزونى نخواهد يافت ، و آنچه را به عنوان زكات مىپردازيد و تنها رضاى خدا را مىطلبيد ، كسانى كه چنين مىكنند داراى پاداشى مضاعفند » 11 .
فلسفهء اين كه احكام معاملات در مكّه نيامده بود اين بود كه حكومت در اختيار مشركان بود ، و در سايهء چنين حكومتى امكان اجراى احكام معاملاتى اسلام وجود نداشت ، و نخستين هدف اين بود كه دولت شرك تبديل به دولت اسلامى شود تا در پناه آن احكام معاملاتى اسلام اجرا شود ؛ امّا محرمات از نخستين روزهاى تشريع اسلام ثابت بودند ، گرچه بناى اسلام نسبت به آنها سكوت و گذشت بود ، تا اين كه دستور قطعى حرمت آنها نازل شود ؛ مثلا شراب هيچ گاه حلال نبود ، امّا در ابتدا يا مسكوت عنه بود و يا در مرتبه عفو قرار داشت - چنان كه علماى اصول مىگويند - تا آن كه در مدينه دستور منع صريح صادر شد ، كه پس از آن براى مرتكب شرب خمر ، عقاب تعيين گرديد ، و همچنين محرمات ديگرى كه در ابتدا لزوم حرمت آنها تصريح نشده بود .
بعد از آن كه پيامبر اسلام ( ص ) به مدينه مهاجرت فرمود ، تنظيم اساسى براى معاملات برقرار شد ، زيرا در آن جا دولت فاضلهء اسلامى به وجود آمد ، و در سايهء آن روابط صحيح بين مردم حكمفرما شد ، و امكان اجراى كامل احكام فراهم شد و وضع معاملات انتظام يافت ، و بالاترين نوع همكارى بين مردم پيدا