بشناسد و بر اساس آن پيشگويى كند ، مشركان با شكست روميان - كه اهل كتاب بودند - و پيروزى فارسيان - كه مشرك بودند - فال بد مىزدند و گمان مىكردند كه سرانجام رسالت محمد ( ص ) به شكست و خسران مىانجامد و اين فكر برخاسته از خيال و هواى نفس بود .
پيشگويى ديگر قرآن دربارهء جنگ بدر كبرى است كه مىفرمايد :
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ
« ( اى رسول ما به ياد آر ) زمانى را كه خدا به شما وعدهء پيروزى بر يكى از دو طايفه ( قافله قريش و كاروان شام ) را داد و شما مسلمين مايل بوديد كه آن طايفه كه سلاح و شوكت ندارد ( كاروان شام ) براى شما باشد » 318 قريش كاروان خود را كه تمامى ثروتشان بود بيرون آوردند و مؤمنان مىخواستند به كمين آن بنشينند تا بر كفّار فشار وارد آورند و اموال آنان را به تلافى آواره شدن مؤمنان و از دست رفتن اموالشان توسط قريش ، بگيرند امّا ابوسفيان مسير خود را تغيير داد و از راه يثرب نرفت و كاروان را نجات داد و از قريش براى حمايت از كاروان لشكرى خواست و به اين ترتيب جنگ در گرفت ، پس مسلمانان نخست كاروانى را كه بدون سلاح بود مىخواستند امّا خداوند كه عزّت مسلمانان و پيروزى آنان را مىخواست سپاه قريش را در برابر آنان قرار داد و آنان اميد پيروزى بر مشركان را نداشتند ، امّا از آن جا كه فتح و پيروزى در جنگ ، در سايه ايمان و اعتقاد به شهادت است نه به نيرو و سلاح ، با اين همه خداوند پيش از وقوع جنگ ، خبر پيروزى را به اطلاع مسلمانان رساند و فرمود :
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ
« به زودى آن جماعت شكست خورده و به جنگ پشت كنند » 319 و اين پيشگويى بود كه هيچ كس جز خدا از آن خبر نداشت .
نمونهء ديگر خبر دادن قرآن از حال يهود است كه مىفرمايد :
يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ
« هر يهودى آرزوى هزار سال عمر مىكند و اگر به آرزويش برسد او را از عذاب خدا نمىرهاند » 320