قرآن كريم اين گونه اعجاز را پس از يادآورى داستان مريم و قبول كفالت و سرپرستى او توسط زكرياى پيغمبر ( ع ) ذكر مىكند و مىفرمايد :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
« اين اخبار غيبى است كه به تو وحى نموديم و تو حاضر نبودى آن زمان كه براى نگهبانى و كفالت مريم قرعه مىزدند و آن جا نبودى كه با يكديگر در اين امر به نزاع پرداختند » 313 اين آيه به صراحت مىگويد : قرآن از سوى خدا نازل شده است و اين گونه اخبار غيبى در بين عرب نبوده است و از آن نيز آگاهى نداشتهاند .
سرگذشت مريم بتول در تورات و انجيل و رسالههاى پيامبران نقل نشده است ، بلكه تنها قرآن كريم امتياز و برترى وى را بر همه زنهاى عالم بيان كرده است .
خداوند پس از داستان نوح ( ع ) مى فرمايد :
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ
« حكايت نوح از اخبار غيبى است كه ما آن را به تو وحى كرديم و پيش از اين نه تو و نه قومت ، از آن آگاهى نداشتند ، پس بردبارى كن كه سرانجام خوب از آن پرهيزكاران است » 314 اين آيه نيز همچون آيهء قبل صريحا بدان اشاره دارد كه اين اخبار و علوم در بين مردم آن زمان رواج نداشته و كسى آن را نمىدانسته است .
و باز در پايان داستان يوسف ( ع ) مى فرمايد :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ
« اين حكايت از اخبار غيبى بود كه بر تو وحى كرديم و گرنه تو آن جا كه ( برادران يوسف ) بر مكر و حيله تصميم گرفتند ، حاضر نبودى » 315 آرى ، قرآن دقيقترين اخبارى را كه كسى جز خدا از آن باخبر نبود ، ذكر مىكند و همين نكته دليل آن است كه قرآن از جانب خداى بىهمتاى حكيم است و موافقت با اخبار صحيح و راست پيامبران نيز نشانهء نزول آن از طرف خداست و اين كه سخن ساختگى و افسانه نيست ، و امكان ندارد كسى اين