« هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نخواهد گرفت » 299 عربها به ايجاز در سخن ، گرايش داشتند و آن را بلاغت مىدانستند زيرا اهل نوشتن و خواندن نبودند ، بلكه اهل سخن و گفتار بودند ، از اينرو كلماتشان زيبا و عباراتشان پاكيزه بود .
« جاحظ » مىگويد : « قرآن با ايجاز خود عربهاى امّى و بىسواد را - كه سخن را با كلمات مختصر مىفهميدند - به مبارزه فرا خواند ، زيرا تفصيل و مشروح سخن گفتن ، در خور كسى است كه با نوشتن سر و كار دارد و نه با زبان » .
آنان در رشته كلامى كه الفاظ اندك و معانى بسيار دارد به رقابت و مسابقه مى پرداختند و جملهء « القتل انفى للقتل » را بليغترين كلام خود مىدانستند ، يعنى : هر كه ارادهء قتل كند اگر بداند كه او را به زودى خواهند كشت ، دست به اين كار نخواهد زد ، بىترديد اين جمله از بلاغت و گويايى زيادى برخوردار است .
بسيارى از ادبا و مفسّران در صدد مقايسه اين جمله با آيهء شريفهء
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
برآمدهاند تا ببينند كدام يك از محتوا و گويايى بيشترى برخوردار است ، و در اين مقايسه كلام خدا عاليترين نمونهء بلاغت و زيبايى است .
« رمّانى » در رسالهء خود به مقايسه بين اين دو جمله پرداخته است ، گرچه مقايسه بين اين دو مقايسهء بين دو جملهء همانند يا حتى دو جملهء نزديك به هم نيست ، هر چند از نظر موضوع شبيه يكديگرند ، وى مىگويد :
« گر چه ايجاز « القتل انفى للقتل » مردم را به تحسين واداشته است ، امّا با جملهء
فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
از نظر بلاغت و ايجاز چهار تفاوت دارد : آيهء شريفه داراى فايده بيشتر و عبارت كمتر است و در تكرار آن دشوارى وجود ندارد ، و نيز از هماهنگى حروف برخوردار مىباشد ، امّا زيادى فايده و معنا :
زيرا علاوه بر آنچه در جملهء « القتل انفى للقتل » وجود دارد ، معانى ديگرى وجود دارد ، از آن جمله با آوردن كلمهء « قصاص » وجود عدالت را در اين قضيه نشان مىدهد و با ذكر واژهء « حياة » جهت محبوبيت آن را بيان مىدارد .