دارد ، و آن را به گونهاى توجيه كردهاند كه با اعجاز قرآن منافات نداشته باشد ، بلكه نشانهاى از اعجاز هم باشد زيرا تكرار يك معنا با تعبيرات گوناگون در موارد مختلف با حفظ زيبايى الفاظ و جملهها در آن موارد ، خود اعجاز است مثل اين كه يك داستان در سورههاى مختلف تكرار شود ، كه هر عبارت آن به تنهايى معجزه است ، و با الفاظ و جملهها و نغمهها و آهنگهاى خود تحدّى مىكند ، و ناتوانى عرب از آوردن آن ، حتى يك عبارت از آن ، نشانهء اعجاز كامل مجموعه و اجزاء قرآن مىباشد ، ولى به اعتقاد ما در عبارت قرآن ، تكرار بدون نياز به آن ، وجود ندارد ، بلكه چنان كه خاطرنشان ساختيم هر گاه لفظ يا معنا تكرار شود ، بخاطر مناسبت تازه است ، كه اگر تكرار نشود ، كلام ناقص خواهد شد و نقص در كتاب خدا محال است ، و ما نمونههايى از داستانهاى قرآن را از انواع استفهام ، براى اين مدّعا ، در ابتداى بحث از تصريف و گوناگونى سخن در قرآن ذكر كرديم .
اقسام ايجاز
« رمّانى » ايجاز را به دو قسم يعنى « ايجاز حذف » و « ايجاز قصر » تقسيم كرده است و مىگويد :
« ايجاز حذف آن است كه كلمهاى به دليل وجود قرينهء حالى يا گفتارى ذكر نشود . و « ايجاز قصر » آن است كه ساختار كلام بر كمى الفاظ و زيادى معانى ، بدون حذف ، بنا نهاده شده باشد ، حذف مانند
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
267 و
لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى
268 و
طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ
269 و نيز حذف جوابها كه در قرآن بسيار آمده و بليغتر و گوياتر از ذكر است مانند :
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى
« و اگر كتابى چون قرآن با اعجاز بيان ، از كوهها را به رفتار و مردگان را به گفتار آورد و زمين را هم بشكافد ( باز ايمان نمىآورند ) » 270 و مثل :
وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها