تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
مى دانند . البته به دست آوردن احكام از طريق اشاره و كنايه ، باعث نمىشود كه حكم اصلى و اساسى به طور آشكار و صريح ذكر نشود ، يعنى بايد حكم اصلى صراحتا ذكر شود زيرا حكم فرعى را كه ثمرهء حكم اصلى است مىتوان از ضمن حكم اصلى به دست آورد ، ولى نمىتوان جز از طريق عبارت روشن ، به حكم پى برد . از موارد اطناب آشكار در قرآن كريم ، داستانهاى پند آموز آن است و با بيان حوادثى كه بر پيامبران گذشته ، واقع شده و بر خورد مردم با آنان ، به پيامبر خاتم ( ص ) دلگرمى و آرامش مىبخشد ، زيرا اطناب در اين موارد ، باعث استوارى و قوّت قلب آن حضرت مىشود ، علاوه بر اين كه داستانهاى قرآن شامل درگيرى پيامبران با مردم ، و ذكر دلايل توحيد از سوى آنان و سرگذشت پيشينيان و سرانجام آنان مىباشد . از موارد ديگر اطناب در قرآن - كه ايجاز در آن كافى نيست ابطال بت پرستى و گفتگو و جدال با مشركان و ردّ خواسته‌هاى آنان مبنى بر آوردن - معجزات و يا دلايلى آشكار بر رسالت پيامبر ( ص ) غير از قرآن مى باشد كه در قرآن نمونه‌هاى فراوانى از اين نوع وجود دارد . از جاهاى ديگرى كه در آن اطناب وجود دارد و ايجاز و اشاره كافى نيست ، عبارت است از : توجّه دادن به هستى و پديده‌ها و آنچه در آسمانها و زمين و بين آن دو است ، و آياتى كه از راه مخلوقات و پديدها ، وجود دارد خالق و عظمت او را ثابت مىكند و نيز آياتى كه به بحث و گفتگو با اهل كتاب مىپردازد و كفر و انكار آنان را از گذشته تاكنون توضيح مىدهد . نكتهء قابل توجّه در اين جا اين است كه تكرار ، اطناب به شمار نمى رود ، زيرا تكرار در يك رشته سخن اگر هدف خاصّى به دنبال نداشته باشد ، حشو و زايد به شمار مىآيد . و اگر چه براى كسى كه با حقايق و معانى آشنايى ندارد ، چنين به نظر مىرسد كه در قرآن تكرار در معنا وجود دارد ، امّا اين عقيده نزد انديشمندان ، نادرست است ، زيرا تكرار معنا براى هدف جديدى است ، مانند