دوّم جملهء :
« ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ »
كه گفتهاند : شهادت همان اقرار است و ذكر آن بعد از اقرار ، جز تكرار چيزى ديگرى نيست .
در پاسخ مىگوييم : اين تكرار نيست ، زيرا شهادت به معناى اقرار نيست ، چون كه اقرار گاهى نسبت به امرى غيبى و پنهانى است ، بنابراين آوردن شهادت آن را به امر آشكار و ديدنى منحصر مىكند ، يعنى شما خود شاهد پيمان بوديد و مفاد آن را پذيرفتيد ، پس اين يك اقرار محكم است ، كه آنان نمى توانند ادّعاى غفلت و بى خبرى از آن داشته باشند ، زيرا هم قول است و هم حضور ، پس از كدام يك غفلت ورزيدهاند ؟
از آيات ديگرى كه در آن ادّعاى تكرار شده است ، داستان صالح با قومش مى باشد :
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
« ياد داريد كه خدا شما را پس از هلاكت قوم عاد جانشين اقوام سلف كرد و در زمين منزل داد تا از بخش هموار آن قصرهاى عالى و از كوههاى سخت آن ، منزلهاى محكم بنا كنيد ، پس نعمتهاى خدا را ياد كنيد و در زمين به فساد و تبهكارى نپردازيد » 266 گفتهاند : « عثى » همان « فساد » است ، پس معناى « لا تعثوا » « لا تفسدوا » مى باشد ، بنابراين تكرار صورت گرفته است ! پاسخ اين است كه در اين جا تكرار وجود ندارد ، زيرا اوّلا : حضرت صالح ( ع ) آنان را ، هم از فساد و هم از ارادهء فساد باز داشته است ، پس كلمهء « مفسدين » در كنار « لا تعثوا » دلالت بر بازدارى از ارادهء فساد مىكند ، و ثانيا : اشاره به اين دارد كه فساد وصف آنان شده است و بايد از آن دورى كنند ، و نيز دلالت بر زشتكارى و فساد عمومى و مطلق آنان دارد ، بنابراين تكرار معنى در قرآن وجود ندارد ، همانطور كه تكرار لفظى در هيچ جاى آن به چشم نمىخورد .
برخى از دانشمندان ادّعا كردهاند كه تكرار در برخى از آيات قرآن وجود