أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ
« آيا در خلقت شتر نمىنگرى كه چگونه آفريده شده ؟ و به آسمان بلند كه چگونه قرار داده شده ؟ و به كوهها كه چگونه بر زمين برافراشته شده ؟ و به زمين كه چگونه گسترده شده ؟ پس اى رسول تو خلق را متذكر ساز كه وظيفهء پيامبرى تو غير از اين نيست و تو مسلط بر ( تبديل كفر و ايمان ) آنها نيستى جز آن كه هر كسى روى از حق بگرداند و كافر شود او را خدا به عذابى بزرگ دچار سازد ، كه البته بازگشت آنها به سوى ماست ، آن گاه حسابشان بر ما خواهد بود » 239 در اين آيات ، دعوت به تأمل - كه با آهنگى ملايم و زنگى گوشنواز جلب توجه مىكند - با انذار شديد و قوى همراه است ، در عين حال ، هيچ ناهماهنگى بين انذار شديد و دعوت به انديشهء استوار وجود ندارد و انتقال از مقام فرا خواندن به تأمل ، به مقام انذار ، طورى است كه در آن دو گانگى به نظر نمىرسد و درحقيقت انذار و بيم دادن ، ثمره و نتيجه براى كسى است كه به انديشيدن دربارهء هستى دعوت شده و او پند نگرفته است .
و ما وقتى در آياتى كه به توصيف جهنّم مىپردازد دقت كنيم ، آهنگ را چنان مىيابيم كه گويا از آن بوى باد گرم آتش به مشام مىرسد و آياتى كه بهشت را توصيف مىكند آهنگ و نواى شيرينش را چون گل خوشبو ، احساس مى كنيم مانند اين آيات :
هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى ناراً حامِيَةً تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ لِسَعْيِها راضِيَةٌ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ
« اى رسول ما آيا خبر هولناك و فرا گيرنده قيامت بر تو حكايت شده است كه در آن روز رخسار گروهى ذليل و خوار باشد و همه كارشان رنج و مشقّت است ، و به آتش سوزان دوزخ درآيند و از چشمه آب سوزان جهنم بنوشند و