تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
مى گويد ، و انتقال سخن از زمين به آسمان به خاطر نزديكى الفاظ و معانى آن دو است . خداوند سبحان از بيرون آمدن روز از شب به واسطهء فجر صادق كه شكافندهء تاريكى است به
« فالِقُ الْإِصْباحِ »
تعبير كرده است و به اين تشابه در تعبير بين شكافتن دانه و هسته در دل زمين و شكافتن نور در تاريكى شب مىباشد و مايه آرامش بودن شب را نتيجه و ثمره در آمدن صبح قرار داده است كه مردم پس از استراحت شب به دنبال كار بروند و فلسفهء وجودى خورشيد و ماه را در اين جا محاسبهء روز و شب و ماه قرار داده است ، سپس سخن را با ذكر اين نكته كه تمام اين امور برخاسته از حكمت الهى است پايان مىبرد ، و به اين ترتيب لفظ و معنا با اين جمله به نشانهء پايان بخشى از كلام ، ختم مىشود و براى تقريب به ذهن و نه براى تشبيه مىگوييم : مثل كلام خدا مانند كسى است كه اجزايى را با هم تركيب و آنگاه ترسيم مىكند كه هر جزء آن به تنهايى گويا و مستقل است و در عين حال رابطه و پيوند محكم با جزء بعدى دارد و با اين كه از نظر اسلوب سخن با يكديگر شباهت و هماهنگى دارند مع الوصف نه سجع است و نه نثر مرسل و نه از نوع شعر بلكه برتر از همهء آنها و واجد مزاياى همهء اين اقسام است و مضافا بر اين كه كلام خداوند از نظر بيان نيز طولانى نيست . در آيه بعد ، از ستارگان كه زيور آسمانند و چراغهاى زمين كه در پرتو آن دريا و خشكى روشن مىشود نام مىبرد و با كنايه‌اى آشكار به نعمتهاى خدا در خشكى و دريا اشاره مىكند كه در خشكى گياهان و ميوه و حيوانهايى كه مسخّر انسانند ، وجود دارد و از دريا زيور آلات و گوشت تازه به دست مىآيد و انسان در تاريكى شب با نور ستارگان راه مىرود و در دريا با كشتيهاى بادبان بر كشيده چون كوهها ، حركت مىكند . در پايان آيه به اين نكته اشاره مىكند كه شناخت اين نعمتها نياز به علم و ايمان به حق دارد ، و علم بدون ايمان و ايمان بدون علم ارزش حياتى ندارند ، و اين دو ملازم يكديگرند . در آيه بعد خداوند خلقت انسان را كه موجودى با شعور و با صبر و