مى يافتند » 234 و به اين ترتيب اعلام مىدارد كه اگر سخن آدمى در مدّتى طولانى ايراد شود ، در آن ناهماهنگى و درهم ريختگى پديد مىآيد .
اين وجه غير از وجهء اوّل است كه در ابتدا آن را خاطرنشان ساختيم و با تأمّل و دقّت ، فرق دو وجه روشن خواهد شد .
در اين جا وجه سوّمى نيز وجود دارد و آن اين كه نظم و تركيب شگفت آن در تمام انواع سخن مانند ، داستانها ، پندها ، استدلالات ، حكمتها ، احكام ، بخشش ، انذار ، وعده و وعيد ، مژده دادن و ترساندن ، اوصاف ، تعليم ، اخلاق نيكو ، و روشهاى بلند و سيرههاى مأثور و . . . يكسان و بدون تفاوت است ، امّا در غير قرآن ، كلام سخنور كامل و شاعر بزرگ و خطيل توانا ، در هر يك از انواع مزبور ، مختلف مىشود » .
وى در ادامهء سخنان خود مىگويد :
« ما در نظم قرآن انديشيديم و دريافتيم كه نظم زيبا و تركيب شگفت آن در تمام انواع سخن يكسان است ، و همهء آنها در بالاترين حدّ قرار دارند و نيز در انواع خطاب چه در آيات بلند و چه در آيات كوتاه ، تأمّل كرديم و ديديم كه همهء آنها در اعجاز يكسان و يكنواختند ، مردم وقتى بخواهند ، دوباره يك قصه را بازگو كنند . تفاوت آشكار و اختلاف بسيار در آن پديد مىآيد ، امّا قرآن هنگامى كه يك داستان را تكرار مىكند هيچ تفاوت و اختلافى در آن ديده نمى شود ، بلكه در اوج فصاحت و بلاغت است ، و از اين جا پى مىبريم كه قرآن معجزه است و خارج از توان بشر » .
« باقلانى » يكى ديگر از دلايل اعجاز قرآن را تفاوت گفتار سخنوران و فصحا در وصل و فصل [ جملات ] و در انتقال از معانى به معناى ديگر و نزديك ساختن معانى يا دور كردن آنها از ذهن مىداند ، ولى قرآن اين نقص را ، كه از عوارض سخن بشر است ، ندارد ، سخن بشر در پيوند دادن يا جدا كردن معانى ، از نظر قوّت و ضعف مختلف است ، اما قرآن در همهء اين موارد ، روشى هماهنگ و بدون اختلاف دارد .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٥٥