تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
براى قرآن مىباشيم و آن اين كه : هر گاه قرآن را با ترتيل يا با صداى بلند همراه با ترتيل بخوانيم ، در مىيابيم كه از سنخ سخنى كه تاكنون شنيده‌ايم ، يا مى شنويم و يا خواهيم خواند ، نيست و برترى كلمات قرآن را از كلمات ديگران تشخيص مىدهيم پس نظم و ترتيب آن برتر از كلام بشر است و آهنگ و نواى آسمانى آن برتر از آن است كه آن را موسيقى بناميم و هر انديشمندى آن را در مىيابند ، اگر چه نمى تواند آن را توصيف و تعريف و اسرارش را بيان كند ، همانطور كه فردى غذاى لذيذى را مىچشد امّا نه اسمش را مىداند و نه اصلش را و نه راز خوش طعمى آن را ، با اين همه آن را نيكو و لذت بخش توصيف مىكند . مقصود ما تأييد نظريّه « صرفه » كه پيش از اين آن را ردّ كرديم نيست ، زيرا طبق اين عقيده خداوند انسان را از آوردن شبيه و نظير قرآن باز مىدارد ، بلكه منظور ما اين است كه اعجاز در سخن و غير آن از ويژگيهاى ذاتى قرآن است ، گر چه اعجاز در سخن از ساير اعجازهاى قرآن آشكارتر است و خداوند ، عرب را به آن تحدّى كرده است كه اگر مىتواند مانند آن را بياورد پس نظم و هماهنگى و نغمه‌ها و فواصل قرآن و موسيقى آن - اگر اين تعبير ارزش قرآن را كم نكند - از بارزترين ويژگيهاى ذاتى قرآن است كه امكان ندارد سخن بشرى به پاى آن برسد و همين معناى اعجاز است و نظريه « صرفه » بى اساس است . ما در الفاظ و اسلوب و فواصل و غير فواصل قرآن زيبايى و شيرينى مخصوصى مىيابيم و مقصود ما از نظم و هماهنگى همين است كه براى تفهيم و تقريب به ذهن ، از آن به « نظم » تعبير مىكنيم و كلام خدا نمونه برجسته و كامل سخن است ، همانطور كه « وليد بن مغيره » در توصيف آن مىگويد : « گفتار قرآن شيرينى خاص و زيبايى ويژه دارد بالاى آن ( همچون شاخه‌هاى درختان برومند ) پر ثمر و پايين آن ( مانند ريشه‌هاى درختان تنومند ) پرمايه است ، سخنى كه برتر از هر چيز است ، و چيزى برتر از آن نيست و هيچ بشرى نمى تواند چنين سخن بگويد » . پس از اين مقدّمه مىگوييم : نظم قرآن از انواع نظم كه در بين اهل بيان
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 352 | محمد أبو زهرة / محمود ذبيحى