معروف است ، نيست و همچنين از نوع نثر مرسل و نثر مصنوع و نثرى كه در آن « ازدواج » 232 به كار رفته باشد ، نيست ، همانطور كه از انواع نثر مسجّع و مقفّابه حساب نمىآيد ، چرا كه فواصل آن شباهتى به سجع و قافيه [ معمولى ] ندارد ، بلكه چيزى غير از همهء اينهاست ! « باقلانى » در كتاب « اعجاز القرآن » دربارهء نظم بديع و شگفت قرآن مى گويد :
« قرآن داراى نظم و تركيب عجيب و شگفت است ، در بلاغت به اندازهاى است كه خلق از هماوردى با آن ناتوانند ، علما در اين باره به همين اندازه بسنده كردهاند ، ولى ما قدرى به تفصيل آن مىپردازيم و نكاتى را كه دانشمندان بيان نكردهاند توضيح مىدهيم » .
وى سپس دربارهء اعجاز نظم قرآن مىگويد :
« جهاتى كه زيبايى نظم قرآن شامل آن مىشود عبارتند از : يكى جهتى كه مربوط به همهء قرآن مىشود به اين معنا كه نظم قرآن با انواع و روشهاى گوناگون خود داراى اسلوبى ويژه و مغاير با روش متداول بين عربهاست ، زيرا ، سخن آراسته و منظوم داراى اقسامى چون شعر با عروض و وزنهاى گوناگون و انواع كلام موزون بدون قافيه و انواع كلام معدّل مسجّع و معدّل موزون و غير مسجع و كلام مرسل - كه مقصود از آن اداى صحيح و فهماندن دقيق معانى است كه به آن پرداخته شده ، با بيانى ابتكارى و نو و ترتيبى ظريف ، اگر چه وزن آن معتدل نباشد و اين نوع بيان شبيه كلامى است كه جز بيان سادهء مطلبى كارى در آن صورت نگرفته است و صناعتى از صناعات ادبى در آن به كار نرفته باشد - مى باشد .
امّا نظم قرآن غير از همهء اينهاست نه سجع است و نه سجع گونه و نه شعر ، گر چه برخى پنداشتهاند كه آن كلام مسجّع و داراى قافيه است و بعضى ادّعا كردهاند كه مملو از اشعار است امّا هر كه در آن تأمّل كند آن را مغاير انواع كلام ديگران و اسلوبهاى سخن آنان مىيابد و در خواهد يافت كه خارج از توان بشر و معجزه است و ويژگيهاى مزبور در سرتاسر قرآن به چشم مىخورد » .
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٥٣