« . . . به عهده صاحب فرزند ( يعنى پدر ) است كه خوراك و لباس مادر را به اندازه متعارف بدهد ، و هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نشود نه بايد مادر در نگهدارى فرزند به زحمت افتد و نه پدر ( و اگر كودك را پدر نبود ) وارث بايد عهدهدار اين كار شود و هر گاه زن و شوهر با رضايت يكديگر و مصلحت ، بخواهند از طفل جدا شوند عيبى ندارد ، و اگر مادران بخواهند فرزندان شما را شير دهند ، در صورتى كه حقوق آنان را در حدّ معمول بپردازيد ، اشكالى ندارد و از خدا بترسيد و بدانيد از كردار شما كاملا آگاه است » 230 به احكامى كه در متن آيه مذكور است پى برديد اينك ما لوازم و اشارات آن را بيان مىكنيم :
حكم اوّل : فرزند به پدر منسوب است نه به مادر ، چرا كه در اصل از او به وجود آمده است پس « لام » در « و على المولود له » براى اختصاص است .
حكم دوّم : فرزند گويا خود و مالش در ملك پدر است ، و رسول خدا ( ص ) اين مطلب را تصريح كرده است و مىفرمايد : « پدرت ، مالك تو و دارايى تو است » .
حكم سوّم : نفقه فرزند تنها به عهدهء پدر است و هيچ كس در آن شركت ندارد ، همانطور كه نفقه پدر تنها بر عهدهء فرزند است .
حكم چهارّم : اساسا شير دادن به فرزند بر عهدهء مادر است ، البته با توافق پدر و مادر ، مىتواند زن ديگرى او را شير دهد ، ولى اجرت آن به عهدهء پدر است .
حكم پنجم : اگر پدر و مادر بخواهند فرزند را كه از خود ارادهاى ندارد براى شير دادن از خود جدا كنند بايد با رضايت و مشورت هر دو باشد .
و به اين ترتيب مىبينيم كه اسرار سخن قرآن از راه اين لوازم و مفاهيم - كه از صريح و منطوق آيات فهميده مىشوند - كشف مىشود ، و احكام گوناگون بدون تأويل و بيگانگى الفاظ از معانى كه لازمهء آن الفاظند ، به دست مىآيد و
المعجزة الكبرى القرآن ( معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: محمد أبو زهرة
ص٣٤٩