مردان را گواه آريد و اگر دو مرد نبود يك مرد و دو زن را به رضايت خودتان گواه گيريد كه اگر يك نفر از دو زن فراموش كند ديگرى به خاطرش بياورد و هرگاه شهود را ( براى اداى شهادت ) خواستند ، ابا نكنند و از نوشتن دين با تاريخ معيّن آن مسامحه نكنيد چه آن دين اندك باشد و چه زياد اين درستتر است نزد خدا و محكمتر براى شهادت و نزديكتر بر اين كه ترديدى در معامله پيش نيايد مگر اين كه معامله دست به دست و نقد باشد در اين صورت باكى نيست بر شما كه ننويسيد آن را و هر گاه داد و ستد كنيد گواه بگيريد و نبايد به نويسنده يا شاهد آن ضرر برسد اگر چنين كنيد نافرمانى كردهاى از خدا بترسيد خداوند احكام و مصالح امور را به شما ياد مىدهد و خدا به همه چيز داناست » 229 .
احكامى كه از صريح آيه استفاده مىشود بسيار است كه ما در صدد بيان آنها نيستيم ، امّا احكام ديگرى نيز از لازمهء آن به دست مىآيد .
نخست اين كه مكتوب و نوشته ، براى نويسندهء آن ، حجّت است ، به ويژه آن كه به وسيله گواهى نيز توثيق شده باشد .
دوّم اين كه سخن و تعهّد ولى و سرپرست سفيه و صغير در امور مالى به منزله سخن و تعهد آن دو به شمار مىرود .
سوّم آن كه شهادت زن به تنهايى پذيرفته نيست بلكه بايد دو نفر باشند ، زيرا خداوند مىفرمايد : « اگر يكى فراموش كرد ديگرى به يادش آورد » و لازمهاش اين است كه هر دو زن با هم براى دادن گواهى حاضر شوند كه اگر يكى فراموش كرده بود ديگرى به او يادآورى كند ، و گر نه امكان يادآورى نيست ، به عكس شهادت مرد كه بايد جداگانه صورت گيرد تا يكى از آنها به ديگرى يادآورى نكند .
از جمله آياتى كه خداوند به صراحت و اشاره احكامى را بيان مىدارد اين آيه است :
. . . وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ